قدیس

قدیس
گابریل گارسیا مارکز
قهرمان نورانی
انتشارات آریابان
کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه مارکز هست که بر خلاف سایر داستان های او محل وقوع اتفاقات در امریکای لاتین نیست بلکه روایاتی از زندگی مردم امریکای لاتین در کشورهای دوردست و اروپایی است .
داستان لکه های خون بر روی برف به نظرم از همه قشنگ تر و غم انگیز تر بود .
در کل کتاب خوبی بود . البته من زیاد به داستان های کوتاه علاقه مند نیستم مگر اینکه خیلی کوتاه باشند یعنی چند خطی باشند . واسه همین اون قدر ها کتاب را دوست نداشتم اما خوب می گم در کل بد نبود .
داستان های کتاب عبارتند از قدیس ، سفر به خیر آقای رئیس جمهور ، زیبای خفته در هواپیما ، نور مثل آب است ، باد شمال ، وحشت ماه اوت ، ماریا پراسرس ، حرفه من خواب دیدن است ، فقط برای تلفن زدن امده ام ف هفده انگلیسی مسموم ، تابستان خوش خانم فوربس و لکه های خون روی برف
قسمت های زیبایی از کتاب
در هیچ یک از بیمارستان های دنیا برای راننده های آمبولانس رازی وجود ندارد .
از داستان سفر به خیر آقای رئیس جمهور از کتاب قدیس
بزرگ ترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم که چه طور فراموشم می کنند .
از داستان سفر به خیر آقایرئیس جمهور از کتاب قدیس
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه