به خاطر چی با من ازدواج کردی ؟

 

عزیز نسین

رضا همراه

 

انتشارات توسن

به خاطر چی با من ازدواج کردی : مرد ثورت مندی که نمی خواهد ازدواج کند چون مطمئن نیست به خاطر خودش به او بله می گویند یا اموالش .
روی بمب نمی شه رفت : مردی بعد از 7 دختر قرار است پسری داشته باشد و اکنون با همسرش سواری تاکسی راهی زایشگاه است .
چطور شما اوبراین را نمی شناسید : آن قدر داستان های مرد را چاپ نمی کنند تا آن ها را ترجمه آثار دیگران جا بزند .
صد هزار مرتبه شکر که زنده ایم : گذشت زمان عوض شدن جای حذب ها و جملات همیشگی .
حضرت آقا ساعت چنده ؟ : مردی که می خواهد ساعتش را بفروشد تا خرج مهمانی را بدهد .
چطور کشوری پیش می ره : ادعای دولت ها در مورد پیشرفت و مقایسه امکانات به وجود آمده با افزایش جمعیت .
یک روز هم نوبت ما می شه : انتقام صنف های مختلف کاری از هم .
خانه به دوش ها : مرد که جایی باری زندگی ندارد در بیابان خانه می سازد .
حق با شماست آقا : آموزگار می خواهد روستا را متحول کند ولی روستاییان فقط می گویند حق با شماست .
وقتی مردم حق دارند تماشا کنند : مردم همه جمع شده و طبقه سوم را نگاه می کنند و راه بندان می شود .
نامه به آخرین میهمانم : نامه ای به مرگ .
مگس دیوانه : مگسی که نمی گذارد نویسنده شب را راحت بخوابد .
خاصیت گریه کردن : دو پیرزن که به محظ دیدن هم گریه می کنند .
آقا توفیق سیبیلو : پودر لباس شویی که به نوعی عادت در خانه ها تبدیل شده .
به خاطر حفظ آبرو : مردی که از همه کتک می خورد و به خاطر آبرو چیزی نمی گوید .
سیم تار : مرد خوش شانس و پینه دوز بد شانس .
زرنگی زیادی : مرد می خواهد جای خوبی برای نشستن در کشتی بیابد .
پیاده ها و سواره ها : رعایت نکردن قوانین و مقررات رانندگی .
دزد باید تنبیه بشه : حسابدار از روی ناچاری کمی پول می دزدد و به زندان می رود .

قشنگ بود کتاب خوبی بود ولی کتاب قبلی قشنگ تر بود این یکی خیلی از موارد دیگه داستان نبود به یک نوشته یا متن تبدیل شده بود که البته باز موضوعات جالب بودند ولی به دلیل متنی بودن اون خلاقیت قبلی یا جذابیت را به همراه نداشت .

عزیز نسین از کسایی بود که اعتقاد داشت باید آزادی باشه و به راحتی بشه از دین انتقاد کرد و برای همین خیلی از مسلمون ها مخالف اون بودند و اقداماتی برای کشتنش هم انجام داند مثلا توی هتلی کهب ود بمب گذاری شد که عده ای هم مردند ولی اون خودش جان سالم به در برد .