طلسم

 

سامرست موام

رضا عقيلي

 

انتشارات پرتو

چارلز استريك لند دلالي در بورس و مردي عامي است كه همسري بسيار ظريف و عاشق ادبيات دارد روزي او به صورت ناگهاني همسرش را ترك گفته و راهي پاريس مي شود . بعد از تحقيقات معلوم مي شود كه پاي زني در ميان نبوده و او همسرش را ترك كرده تا با آزادي به نقاشي بپردازد . داستان در مورد زندگي او روحيات وحشي و غير انسانيش و استعدادش ر نقاشي است . مردي كه نقاش بزرگي مي شود و حتي با وجود كور شدن به نقاشي ادامه مي دهد .

خوشم نيومد . راستش به نظرم اومد تا حدودي به نشرهاي جديد هم پرداختم و تصميم گرفتم سراغ يك نويسنده ديگه برم و چندتا از كارهاش را كنار هم مرور كنم و ديدم جاي سامرست موام توي ليستم خيلي خاليه . اين كتاب را قبلا خونده بودم ولي گفتم براي شروع يك مروري روش بكنم . به نظر من كتاب ظرافت ادبي نداشت كه شايد ناشي از ترجمه بود . داستان زيبايي بود تغيير فضاها و شخصيت ها هم خوب بود ولي واقعا ظرافت و نكته ادبي خاصي توجهتون را جلب نمي كرد .

سامرست موام از نويسندگان معروف انگليسي هست كه البته براي زندگي فرانسه را ترجيح مي ده و به اونجا نقل مكان مي كنه .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

روزگار به من آموخت كه در اين دنيا از هيچ چيز نبايد تعجب كرد .

 

هنر زيباترين چيزهاي جهان است .

 

او مي دانسته كه بالاترين كفر و لامذهبي ، دانائي است . آري مي دانسته كه دانستن كفر است !