عقد و داستان های دیگر /فصیح
عقد و داستان های دیگر
اسماعیل فصیح
انتشارات امیرکبیر
این کتاب ، مجموعه ای با 8 داستان کوتاه از آقای فصیح هست .
تولد : پسری همراه مادربزرگش سراغ زائویی رفته همه فرزندانش تا کنون مرده اند . داستان جدید و قشنگی بود .
عشق :لیلا دختری بسیار خوب و مهربان است که به اجبار زن پسر لات و بد اخلاق صاحب خانه می شود . دقیقا کپی قسمت هایی از دل کور بود فقط اسم ها تغییر کرده بود چه زشت !
شهرک : در باره زمانی که حتی خانه و مدرسه مردم هم درون کارخانه جات است . منو یاد کتاب تکثیر تاسف برانگیز پدربزرگ از گلشیری می انداخت .
عقد :مردی که به مجلس عقدکنان می رود و همه چیز به نظر مالیخولیایی می آید همه جا عقد کنان است . اینم داستان قشنگی بود .
خواب : در مرود مردی هست که خودش را کشته و اکنون محاکمه می شود . موضوعش جالب بود ولی خیلی بد تمام شد .
حرکت : مردی که در حال سفر است . خیلی بدم اومد .
خرابات : مردی که فکر می کند باید به دیدار پیری در آتشکده برود تا رهنمایش به خرابات باشد . بدم اومد .
مرگ : مردی که مغزش مشکلی پیدا کرده و تا حدودی فراموشی دارد .
بله از داستان کوتاه های آقای فصیح نا امید نشدم و به سراغ کتاب دیگه ای از ایشون رفتم . کتاب متوسطی بود و خیلی بهتر از نمادهای دشت مشوش بود .
این کتاب را به خانمشون پریچهر تقدیم کردند . ایشون یک دختر به نام سالومه و یک پسر به نام شهریار دارند .
قسمت های زیبایی از کتاب
خدا ما را به این دنیا نیاورده که بی خودی غمگین باشیم و آخر زیر یک وجب خاک بخوابیم . خداوند ما را آفریده بود که روح آزاد داشته باشیم ، مثل فرشته ها و مثل فرشته ها همه را دوست داشته باشیم .
یک زندگی را چطور می شود اندازه گرفت ؟ به طول سال ها ؟ به مقدار پول ؟ به ساعت های لذت عشق؟
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه