تمام زمستان مرا گرم کن /خدایی

تمام زمستان مرا گرم کن
علی خدایی
انتشارات مرکز
تمام زمستان مرا گرم کن : گوشه ای از یک زندگی خانوادگی همراه با نگرانی برای مادربزرگ خانواده و تماشای مدام تبلیغ تمام زمستان مرا گرم کن
فانفار : زنی و مردی که سال ها قبل با هم آشنا بوده اند اکنون بعد از سالیان سال به صورت اتفاقی با هم ملاقات می کنند
عصرهای یک شنبه : مرد مستاجر یک پیرزن ارمنی است که گاه فال قهوه می گیرد و یک شنبه ها را در کنار هم سپری می کنند
مکالمه : مکالمه تلفنی دکتر و عمه اش
شماره ی 69909 : مرد بعد از سال ها به خانه نزد مادرش برگشته
سالاد لوبیا سبز با سیر تازه : پدر خانواده مریض است و برای چند روز به کنار ساحل رفته است
تخت های روی آب : مردی که با ناشرش قرار دارد در بین راه با خانمی برخورد می کند
حوله های نیمه شب : مرد چند روز به خانه عمه تنهایش رفته
مرغابی ها : دو خانمی که سال ها بعد از بازنشستگی دوباره یکدیگر را ملاقات می کنند
خاک سپاری : زندگی خانوادگی یک دکتر ، ارتباط با همسایه ها و قصه های ذهنی او
از اون جایی که هی اسم این کتاب را این ور اون ور می شنیدم بالاخره خیالم راحت شد که خوندمش :دی کتاب برنده جایزه گلشیری به عنوان مجموعه داستان برتر سال 79 بوده و همچنین در دهمین دورهی جایزهی نویسندگان و منتقدان مطبوعات به همراه کتاب همنوایی شبانه ارکستر چوبها به عنوان بهترین آثار ادبی دهه اخیر ایران شناخته شد . دی ماه و بهمن ماه هم دائما جزء لیست پرفروش ترین کتاب های فروشگاه چشمه عنوان می شد . از جمله نقاط قوت این کتاب به ایجاد داستان از مضامین به ظاهر ناداستان و همچنین خلق انسان های امروزی اشاره می کنند .
جلد کتاب هم که چون عکس سی و سه پل داره حرف نداره و نکته مهم دیگه و در حقیقت نکته ی بسیار مهم دیگه اینه که می گویند که آقای خدایی بسیار عاشق اصفهان می باشند و خوب این نشون می ده چه انسان باهوشی هستند :دی
من خودم داستان های فانفار ، تمام زمستان مرا گرم کن و مرغابی ها را بسیار دوست داشتم ولی مثلا داستان خاک سپاری ،شماره ی 69909 یا مکالمه رو اصلا درک نکردم . عصرهای یک شنبه هم جالبه ولی بیشتر از همه فانفار را دوست داشتم خیلی واقعی ، زیبا و جالب بود . دلم می خواد توی یکی از جلسات نقد این کتاب باشم یا اگه نقدی ازش سراغ دارین بهم لینک بدین . خاک سپاری و 69909 واقعا برام دشوار بودند .
به هر حال نوع خاصی از داستان هست و دقیقا خاص بودنش هم به خاطر همون اشاره به اتفاقات ساده و در حقیقت بدون اتفاق زندگی به شیوه ای کاملا دور از رمانتیسم و احساسی گری می باشد . احتمالا تجربه جالبی براتون باشه . به نظر من بد نبود ، یک جورایی خوب بود و یک جورایی متوسط .
قسمت های زیبایی از کتاب
اصلا دوست ندارم کاتی انگشت هایش درد بگیرد و فنیا تمام این سال ها کار کند و هیچ کس نباشد که او را دوست داشته باشد .
هر کسی تا یک جا با ماستو نوبت بعدی و ایستگاه بعدی یکی از ما پیاده می شویم .
هر کسی بالاخره داستانی دارد . مهم نگفتن داستان است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه