پایکوبی

 

محمد کشاورز

 

انتشارات قصه

کتاب مجموعه 11 داستان کوتاه از آقای کشاورز هست . این کتاب را قبل از کتاب بلبل حلبی نوشتند که با استقبال خوبی از طرف خوانندگان رو به رو شد ولی سال ها گذشت تا دوباره دست به نوشتن زدند و بلبل حلبی را روانه بازار کردند .

شهود : کاسبان محل همه زنی را دیده اند که بدون حجاب وارد میدان شده ولی تصویر زن در ذهن هر کدام متفاوت است .
آخرین تصویر : زنی که عکاس روزنامه است با شوهرش به بیابانی رفته تا نذر مادر شوهر را ادا نمایند ولی شوهرش گم شده است . پایان داستان نقطه اوج زیبایی  کار هست . خوشم اومد
طعمه :به دلیل باران سیل آسا همه راه های شهر بندری کوچک بسته شده و مردم 40 روز است که گوشت نخورده اند . طولانی ترین داستان کتاب هست و بسیار هم زیبا
دل گمشده : پسرک افغان از مرد تصویرگر می خواهد که نقش گم شده اش را بکشد . خیلی زیبا و غصه دار بود . دلم می خواست تابلوی یک افغان را بکشم ولی هیچ وقت نکشیدم کنار هم بودن پسر افغانی و نقاشی و رنگ حواسم را دوباره برد پی نقاشی . دلم نقاشی می خواد .
تیغ و آینه : قاتل با پاهاش خودش نزد ولی دم برگشته است ولی پس از گذران سال ها . چه تصویر فوق العاده ای . قتی مرد هویت خودش را می گه و فضای سنگینی که آدم را احاطه می کنه ، اتفاقاتی که وقتی پیش می یان که دیگه ارزشی ندارن . حس خفقان .
پرنده ی روشن : زنی که در جنگ 3 فرزندش را از دست داده و اکنون با شوهر و تنها فرزندش زندگی می کند ، دیوانه شده است . بسیار ترسناک بود ، چاه های پی در پی ، تاریکی ، پرنده ، طناب ، چاقو و... خیلی خوب فضا سازی شده
سرگیجه : پیرمرد و توهم همسرش
آب و آتش :زنی که در حمله ی هوایی منتظر شوهر خلبانش است . توصیفاتش حرف نداشت و چه زیبا تمام می شد
شب شغال : شوهر زینو او را مجبور کرده جای گنج خیالی را به او نشان دهد .
پایکوبی : در مورد خانواده ای نوازنده بعد از ممنوعیت ساز . چه قدر زیبا از این موضوع ، داستانی نو و تکان دهنده نوشته بود . ساز و اواز همیشه زنده است همیشه .
مثل شب های دیگر :زنی که اکنون همسر برادر شوهر 17 ساله و فلجش شده . بسیار تکان دهنده بود در حد شوکه شدن
پسینگاه : رعنا بازیگر نمایش اکنون به دوباره به محل تئاتر برگشته است .

خیلی خیلی قشنگ بود . به نظر من واقعا زیباتر از بلبل حلبی بود . توصیفاتش و فضاسازیش حرف نداشت . موضوعاتش متنوع و زیبا بود و برخی جاها واقعا آدم را غافل گیر می کرد . خیلی از داستان ها در شهرهای جنوبی ساحلی اتفاق می افتند ولی خود آقای کشاورز اهل مرودشت شیراز هستند . کتاب برنده جایزه گردون برای بهترین مجموعه داستان سال نیز شده است . طرح جلد کتاب هم خیلی زیبا و با سلیقه است کار آقای یوریک کریم مسیحی .
کتاب دل گم شده رو به آقای عباس معروفی تقدیم کردند و الان شدید هوس کردم از کتاب های ایشون بخونم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدمی که بیست سال قصابی کرد ، خوب می داند کجا و چه وقت کارد گردن قربانی بگذارد .

 

می گفتند که هر جا صدای ساز خوبیار بلند شود اگر دو دستمال به دو شاخه ی درخت ببنید به رقص می آید . اما امروز امان ا... هر چه نگاه کرد آن شور و حال را در چهره ی خوبیار ندید . او دیگر آن آدمی نبود که پا به محلی می نهاد سوغاتی اش یک دنیا شور و شادی بود . آن چهره ی سبز و شاد ، سوخته و تلخ می نمود و آن چهار انگشتش که بر سوراخ ساز می نهاد و می زد ، حالا زخمی و کهنه پیچ بودند .