آتش بدون دود : هرگز آرام نخواهی گرفت

آتش بدون دود : هرگز آرام نخواهی گرفت
نادر ابراهیمی
انتشارات روزبهان
جلد ششم آتش بدون دود ، " هرگز آرام نخواهی گرفت " نام دارد . در این زمان فضای سیاسی کشور سنگین تر شده و مارال و آلنی وارد مبارزات جدی تری می شوند . روی کار آمدن و برکنار شدن دکتر مصدق ، آهنگ مرا ببوس ، ایجاد ساواک و ......در این قسمت مارال و آلنی برای گرفتن تخصص به فرانسه می روند و در آنجا نیز بسیار معروف شده و در دانشگاه سوربن تدریس می کنند آلنی جراح مغز و مارال متخصص زنان است . آنها دارای دو پسر دیگر به نام های تایماز و آرتا می شوند که هر دو را به ملان می سپارند . در این کتاب به سرنوشت سایر دوستان و فامیل این زوج و فرزندانشان پرداخته می شود و توضیحی در مورد راه و روش و عاقبت این افراد ذکر می گردد .
این جلد آنقدر جذاب نبود خیلی متوسط بود . آقای ابراهیمی گفته خیلی سعی کرده تا این کتاب پر هیجان نباشه و هیجان جای تامل و کنجکاوی را نگیره و واقعا هم موفق بوده جذاب هست اما پرهیجان نه ولی خوب طولانی شده دیگه . یک لحظه هم از کتاب دور نشدم می خوام زودتر به انتها برسه . در هر صورت آلنی واقعا دوست داشتنی هست بامرام و باگذشت و از افرادی نیست که مرگ را فقط برای همسایه بخواد بلکه فرزندان و برادرانش را نیز به جهاد می خواند . اما نکته جالب اینه که آقای ابراهیمی با هیجان زیادی از سرکوب اعتراضات صلح آمیز مردم و ضربه باتوم ماموران شاه حرف زدن . ظاهرا براشون عجیب بوده و فکر می کردن احتمالا دیگه چنین چیزهایی نخواهد بود تا ما قدرت تصورش را داشته باشیم پس با آب و تاب توضیح دادن !!!!!!!
به گردون می رسد فریاد یارب یاربم شبها
چه شد یارب در این شبهای غم ، تاثیر یارب ها
شاید براتون جالب باشه بدونید آقای ابراهیمی از علاقه مندان ورزش بودند و بنیان گذار یکی از قدیمی ترین گروه های کوه نوردی به نام ابرمرد هم ایشون بودند و نقش مهمی در توسعه این رشته داشتند .
کتاب با شعر فوق العاده زیبای احمد شاملو شروع می شه . شعری که احمد شاملو برای امان جان سرود که در حقیقت آبائی یک معلم ترکمن بود
دختران دشت ! دختران انتظار ! دختران امید تنگ در دشت های بی کران ........
قسمت های زیبایی از کتاب
اسب های خسته را هرگز به تاختن وادار مکن ، چرا که آنها فقط به سوی مرگ خواهند تاخت .
تو به ما بزدلی آموختی پدر ، تنهایی گزینی ، پرت افتادگی ، خودخواهی ، خوداندیشی ، خودباوری ، خودگرایی ... تو به ما آموختی که فقط به خودمان بیندیشیم و این یعنی سیه بختی ، یعنی دنائت روح ، یعنی جبن و رذالت و فساد و مرض .
اطاعت کورکورانه ، اطاعت نیست ، جنایت است .
هر قیامی نقطه آغازی دارد و نقطه آغاز همیشه ، کوچک به نظر می رسد .
گمان می برم که اگر خداوند ، صد هزار گونه خنده می آفرید اما رسم اشک ریختن را نمی آموخت ، قلب حتی تاب ده روز تپیدن را هم نمی آورد .
آن کس که به زندان می افتد ، مطلقا اضطراب دستگیر شدن و به زندان افتادن را ندارد و این حقیقتا لذت بخش و شادی آفرین است .
عجب دنیایی دارید شما و دنیای آدم هایی مثل من ، در برابر دنیای شما چه قدر حقیر است واقعا !
ممکن است راهی که می رود درست نباشد اما مهم این است که راه می رود – در عصری که بسیاری همچو او نشسته اند .
باید بگذرد تا انسان حس کند که گذشتنی بوده است و دفع شدنی .....
هر کس به اندازه ای که از او توقع دارند ، قوی ست یعنی می تواند باشد .
عاشق شدن حرفه ی بچه هاست ، عاشق ماندن هنر مردان و دلاوران .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه