قهرمانان و گورها/ساباتو

قهرمانان و گورها
ارنستو ساباتو
مصطفی مفیدی
انتشارات نیلوفر
آله خاندرا دختری بسیار زیبا و در عین حال با روحیه ای پیچیده و عجیب می باشد . در ابتدای داستان در یک گزارش یک صفحه ای متوجه می شویم که او پدرش را با گلوله به قتل رسانده و خودش نیز خودسوزی نموده است . داستان از منظر 3 نفر از اطرافیان او جریان می یابد . مارتین پسر جوان و سرگردانی که عاشق اوست . فرناندو پدر آله خاندرا که علاقه عجیبی به مباحث مرتبط با افراد کور دارد و در ضمن آدم شرور و زن باره ای است . برونو دوست خانوادگی آنها که زمانی عاشق مادر آله خاندرا بوده و اکنون مادر را در دختر جست و جو می کند .......
فضای داستان از فضاهای سورئال و پر رمز و راز لاتینی بود که بسیار دوست دارم اما به نظرم شدیدا طولانی بود . به حدی که بسیار گیج و خسته شدم و نمی تونستم تمرکز کنم . به نظر شخصی من داستان را بیش از حد طولانی کرده بود و موضوعات نامرتبط زیادی را در کتاب گرد اورده بود . خیلی ها کتاب را شاهکار ساباتو می دونند اما من کتاب تونل را بیشتر دوست داشتم . یک جورایی این کتاب من را یاد کتاب امتحان نهایی کورتاسار می انداخت نمی دونم چرا..... به هر حال معلومه رفتارهای عجیب و غریب ، کوری و پیچیدگی های روحی افراد از علایق این نویسنده هستند .
جالبه بدونید که ساباتو در 26 سالگی دکترای فیزیک می گیره و فیزیکدان موفقی هم بوده اما به یک باره علم را رها می کنه و به سراغ ادبیات می ره . او در سال 1985 برنده جايزه "ميگل سروانتس" می شه که بزرگترین جایزه ادبی اسپانیاست . او را جز پیشگامان رمان روان شناختي فرويدي در آرژانتين می دونند .
در یکی از مصاحبه هاش جمله جالبی گفته بود که من خیلی دوست داشتم . سوال و جواب بدین شرحه :
به نظر شما ادبيات پيشرفت مي كند؟
- ادبيات تكرار مي شود، اين علم است كه پيشرفت مي كند.
قسمت های زیبایی از کتاب
معجزه به نظر می رسد که این همه جان های انسانی بتوانند در مناطق یکسانی از گیتی پهناور به دنیا بیایند ، نشو و نمو کنند ، و بمیرند بی آنکه با یکدیگر آشنا شوند .
آیا ما این همه نسبت به آدم های دیگر سخت گیر می بودیم اگر به راستی به این فکر می کردیم که آنها روزی خواهند مرد و آن وقت هیچ کلمه ای از آنچه را ما به آنها گفته ایم نمی توانیم پس بگیریم ؟
البته که دوستت دارم احمق جان . ولی آزارت می دهم . دلیلش هم صاف و ساده این است که دوستت دارم . این را می فهمی ؟ آدم کسانی را که به آنها بی تفاوت است آزار نمی دهد .
برای انسان ها زمان هرگز دوباره تکرار نمی شود و هیچ گاه دوباره به آن صورت که یک وقتی بود بر نمی گردد و وقتی احساسات آدم تغییر کرد یا رو به زوال گذاشت دیگر هیچ معجزه ای نمی تواند کیفیت اولیه را به آن برگرداند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه