خاله بازی

 

 بلقیس سلیمانی

 

 

انتشارات ققنوس

  در ابتدای داستان احتمالا به این سمت و سو فکر می کنیم که مسعود همسری به نام سیما و دو فرزند با نام های مهیار و مه بان دارد که سیما زنی امی و بی سواد است و بعد از آن با دختری زیبا و درس خوانده به نام ناهید ادواج کرده است اما با گذشت داستان مسیر زندگی قهرمان های قصه مشخص می گردد و متوجه می شویم چه چیزها و چه ایده هایی آنها را کنار هم جمع نموده است .....

خوشم اومد چون خواننده را اولش با شکل جالبی فریب می داد ، چون موضوعش خیلی لطیف بود ، مردهایی که کلی ادعا می کنند و جالب تر از همه خودشون را هم گول می زنند مردایی که می خواهند به خودشون نشون بدن عاشق های متفاوتی اند و بعد همونا خیلی ساده تر و مسخره تر از بقیه مردا عشقشون را رها می کنند .... فقط از آخر داستان از ایمیل های حمیرا اصلا خوشم نیومد خیلی شعاری بودن خیلی

من اصلا ناهید را درک نمی کردم اصلا عکس العملاش برام قابل درک نبود . نمی تونم درک کنم چرا وقتی زنی به دلیل بچه دار نشدن ، شوهرش زن می گیره دوباره به ازدواجش ادامه می ده چطور فکر می کنه تحمل این وضع را داره ...... اما در کل بد نبود

جالبه توی هر 3 کتاب خانم سلیمانی کلمه بازی دیده می شه

 

قسمت های زیبایی از کتاب

 مرد شاد و زیبا ما ل همه است ، کسی هم که مال همه باشه ، مال تو نیست و آن وقت تو می مونی و غصه ها .

 

 گند بزنن به هر چی گذشته است ، مثل زنجیر به پاهامون چسبیده ، نمی ذاره تکون بخوریم .

 

 شما مردها زود از زن ها خسته می شین . اولش همتون مجنونید ، اگر بیابون گیرتون بیاد ، که الحمدالله این دوره و زمونه گیر نمی آد ، سر می ذارید به بیابون ، اما اصل همینه که هیچ کدومتون تا آخر خط نمی مونید .