آواز نیمه شب

 

داوود غفارزادگان

 

انتشارات سریر

سال نشر : 1376

 داستان روزهای جنگ هست . خانواده ای که پدر راننده کامیون هست کامیونی که مال یک بیوه و تعداد زیادی بچه یتیمه . پسر بزرگ رفته جبهه مادر بارداره مادربزرگ با اونها زندگی می کنه و دختر کوچک سعی می کنه نویسنده بشه ....

خوب از اقای غفارزادگان ادبیات کودک و داستان کوتاه معرفی کرده بودم گفتم سراغ رمان هم برم ولی خوب اینم باز ادبیات کودک بود خیلی هم بد وصله پینه قصه های قبلیشون داستان هایی که قبلا هم گفتن هیچ نوآوری هم نداشت .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

کار خدا چه قدر عجیب است . یک دفعه آدم هزارتا مشکل پیدا می کند . بعد یکهو همه چی انگار خود به خود درست می شوند.

 

 نه خوشی زیاد می ماند نه غم و غصه . می آیند و می روند باید یاد بگیری با هردوشان بسازی . وقتی غصه آند زیاد غصه دار نشوی . وقتی خوشی رو کرد زبادی ذوق نکنی بزنی زیر همه چی .