آغاز فصل سرد/کاظمی
آغاز فصل سرد
ضحی کاظمی
انتشارات افراز
سال نشر: ۱۳۹۱
لیلی خانمیه که لیسانس مهندسی داشته بعد فهمیده عاشق ادبیاته تغییر رشته داده برای فوق و الان دوران امتحاناتشه دختر کوچیکی به اسم هانا داره که زمان امتحانات مادرش و مادر شوهرش گاهی نگهش می دارند و خواهرش لادن هم تاره فارغ التحصیل شده و از انگلیس برگشته . کل کتاب مکالمات تلفنی روزانه لیلی با همسرش مادرش خواهرش مادر شوهر خواهر شوهر پدر و دوستاشه .
من اصلا دوست نداشتم ایده اش جالبه ولی این قدر همه چیز خوبه این قدر همه با هم منطقی و خوب حرف می زنند و عاشق همدیگه اند که ادم یک حالی می شه . همه ماه سفیده سفید! یک بار لیلی می ره ختم انعام خونه عمه اش نوه عمه لپ هانا را گاز می گیره بعد شوهرش می گه دیگه بچه رو این جور جاها نبر لیلی هم می گه بله درست می گی نمی برم بعد آیا این جور جاها یعنی چی آیا گاز گرفتن به ختم انعام ربط داره آیا بچه را قراره مهمونی نبرن کلا ؟!!!! یا یک شب خونه مادر علی هستن پرستو خواهر علی هی به لیلی تکه انداخته که بچه ات بی دست و پاست و چرا مامانمو به زحمت می اندازی و .... بعدش لیلی می گه عیب نداره علی دفاع نکرد عیب نداره من وارد دعوای خواهر شوهر زن داداش نمی شم!!
باید بگم خود خانم کاظمی هم لیسانس مهندسی مواد داشتند و بعد فوقشون را ادبیات انگلیسی می خونند .
قسمت های زیبایی از کتاب
چه قدر بی تابی کرده که برگرده و من می دونم که پشیمون می شه . وقتی رفتی دیگه به هیچ جا احساس تعلق نمی کنی .
همه ی زندگی ها به اندازه ی هم بیهوده اند.
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه