صدایشان را می شنوید

 

ناتالی ساروت

مهشید نونهالی

 

انتشارات نیلوفر

سال نشر:۱۳۷۹

 دو تا دوست نشستند و دارن راجع به یک مجسمه هم با یکدیگر صحبت می کنند هم گفت و گوهای درونی دارند و صدای خنده جوان ها هم از بالا می آید و این موضوع ذهن راوی را درگیر می کند.

حس کردم بعد یک وقفه طولانی ساروت را می فهمم اما هیچ فایده نداشت باز هم متوحه نشدم و دوست نداشتم . اگه نوشته های قبلیشو دوست داشتین اینم خوبه اگر نه واقعا نمی خواد امتحاتش کنید . حس می کنم بکت خون ها نوشته های ساروتم درک بکنند .

 

قسمت زیبایی از کتاب

درد در همه جا هست و در هر کجا سر بر می آورد در هر زمانی درست در نامنتظرترین موقع وقای که بیش از همیشه خود را در امان می داریم .....