صدایشان را می شنوید/ ساروت

صدایشان را می شنوید
ناتالی ساروت
مهشید نونهالی
انتشارات نیلوفر
سال نشر:۱۳۷۹
دو تا دوست نشستند و دارن راجع به یک مجسمه هم با یکدیگر صحبت می کنند هم گفت و گوهای درونی دارند و صدای خنده جوان ها هم از بالا می آید و این موضوع ذهن راوی را درگیر می کند.
حس کردم بعد یک وقفه طولانی ساروت را می فهمم اما هیچ فایده نداشت باز هم متوحه نشدم و دوست نداشتم . اگه نوشته های قبلیشو دوست داشتین اینم خوبه اگر نه واقعا نمی خواد امتحاتش کنید . حس می کنم بکت خون ها نوشته های ساروتم درک بکنند .
قسمت زیبایی از کتاب
درد در همه جا هست و در هر کجا سر بر می آورد در هر زمانی درست در نامنتظرترین موقع وقای که بیش از همیشه خود را در امان می داریم .....
+ نوشته شده در جمعه دهم آذر ۱۳۹۶ ساعت 9:1 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه