ناتور دره

 

شیرزاد حسن

رضا کریم مجاور

 

انتشارات افراز

سال نشر:۱۳۹۵

از شیرزاد حسن قبلا یک کتاب معرفی کردم که خوشم هم اومد و خیلی خوشحال شدم توی تازه های نشر باز ازش کتابی بود . اون اهل سلیمانیه عراقه بعدها تابعیت فنلاند را پذیرفت و مدتی توی اروپا زندگی کرد اما تاب نیورد و به وطنش برگشت . این کتاب یه جور برگرفته از حس دلتنگی خودش توی همون دورانه و داستان پسری به نام فرهاده که روستای عراقیش را ترک کرده به اروپا رفته و الان برگشته توی ویرانه های روستا به یاد دوران قدیم و عشق دوران بچگی اش شیرین است .

خیلی قشنگه لطف و آروم و عاشقانه نوشته و با اینکه بعضی جاهاش تکرار همون نوشته های قبله و چیز جدیدی نمی گه بازم اون قدر طولش نمی ده که روی اعصاب بره و به دل می شینه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

چه قدر عجیب است که بعد از سال های سال برگردی و ببینی خاطره ی گذشته خود را و رویای بر باد رفته و عشق دیرینه ات را کجا باخته ای و چه بر سرشان آمده است...

 

گویی زندگی امروز من ادامه ی یکی از همان خواب هایی است که توی آن برای همیشه گم شده ام ...

 

آه چه دروغ بزرگی است بزرگ شدن!