ملت عشق/ شافاک

ملت عشق
الیف شافاک
ارسلان فصیحی
انتشارات ققنوس
سال نشر : 1394
اللا زنی خانه دار آمریکایی و مرفه که همیشه طبق برنامه ریزی و حساب کتاب زندگی اش را پیش برده تصمیم به کار در یک انتشارات می گیرد و کتابی که برای بررسی به او می دهند در مورد رابطه معنوی شمس و مولانا است . این که مولوی در چه جایگاهی بوده شمس چه طور آدمی بوده چه جوری وارد زندگی مولوی می شه و چه طور اون را پخته می کنه و هم زمان با خوندن این کتاب اللا تصمیم می گیره روند یک نواخت زندگیشو بذاره کنار و توی لحظه زندگی کنه .
خیلی خوب نوشته شده کتاب قشنگیه جملات و مفاهیم زیبایی داره خوب خیلی هم پرفروش بود توی ایرانم مدت ها تو صدر پرفروش ها قرار داشت . من دوسش داشتم ولی راستش ادم می مونه واقعیت چیه پس توی این کتاب شمس عالیه کیمیا عاشقش می شه اما توی کتاب کیمیا خاتون ماجرا اصلا جر دیگه نشون داده شده .
خانم الیف شافاک نویسنده ترک متولد فرانسه هستند و دکترای علوم سیاسی دارند .
قسمت های زیبایی از کتاب
جوان بودن ، عاشق شدن ، یشنهاد ازدواج گرفتن ، این ها چیزهای خیلی قشنگی اند ، مگر خودم نمی دانم ....من هم زمان خودش این طور چیزها را از سر گذرانده ام . اما حرف ازدواج که پیش می اید باید کله ات را به کار بیندازی !ازدواج کردن با کسی که خیلی با تو فرق دارد ، رسما یعنی قمار کردن .
راستش را بخواهید برای همه ، بدون استثنا ، لحظه ای می رسد که می توانند یکی را بکشند ، اما این را اکثر آدم ها نمی دانند . نمی خواهند بپذیرند . تا وقتی حادثه ای غیرمنتظره باعث شود خون جلو چشمشان را بگیرد . چه قدر هم مطمئنند که دستشان هیچ وقت به خون آلوده نمی شودو جان کسی را نمی گیرند . حال آنکه همه چیز به تصادفی بند است .
آدم چون خوبی اطرافیانش را می خواهد در کارهایشان مداخله می کند اما راستش فایده ای هم ندارد . من خودم از وقتی از دخالت کردن در کار دیگران را رها کردم و توکل کردم ، راحت شده ام .
به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت رقم زده ، تسلیم شو . بگذار زندگی با تو جریان یابد نه بی تو . نگران این نباش که زندگی ات زیر و رو شود . از کجا معلوم زیر زندگی ات بهتر از رویش نباشد .
در آن هنگام از کجا می دانستم بزرگترین اشتباه را مرتکب شده ام ؟ اشتباهی که زن ها از روز ازل مرتکب می شوند ؟ نگو این که گمان می کنی مردی را که عاشقش هستی به واسطه عشقعوض کنی جهالتی قدیم و خاص ما زنان است .
هر جا عشق باشد دیر یا زود ، جدایی هم هست .
اگر پس از عشق همان انسانی باشیم که پیش از عشق بودیم ، به این معناست که به قدر کافی دوست نداشته ایم .
در این دنیا امکان دارد با مردی زیر یک سقف زندگی کنی و یک رختخواب را با او قسمت کنی اما باز در حسترش بمانی . پس آدم دلش فقط برای کسانی که دورند تنگ نمی شود ممکن است دلت برای نزدیک ترین آدم هم تنگ شود .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه