آب نبات هل دار/ صدقی

آب نبات هل دار
مهرداد صدقی
انتشارات سوره مهر
سال نشر : 1392
یک کتاب طنز دیگه از آقای صدقی و در حقیقت مشهورترین کار ایشون که جایزه کتاب سال چهاردهمین دوره شهید غنی پور را هم از آن خودش کرد . موضوع در مورد یک خانواده بجنوردی در زمان جنگه پسر بزرگ تازه ازدواج کرده و می ره جبهه پسر کوچیک خیلی شیطون و درس نخونه دختر خانواده اهل فوتباله و یک مادربزرگ پیر و باحال به نام بی بی .
به نظر من طنز کتاب خیلی باحال نوشته شده و لهجه بجنوردی هم به اندازه و باحال توش به کار رفته من با اینکه طنز پسند نیستم جا لذت بردم کلی خندیدم و یک جاهاییشم هی بلند بلند برای بقیه می خوندم .
قسمت های زیبایی از کتاب
موهای روی سرم عین کوهای بالای میوه ی گلابی به نظر می رسیدند . اگر در نظر کسی لابی میوه ی زیبایی است ، کله ی من هم چنین وضعیتی داشت . برای اینکه ضایع نباشد ، کلاه محمد را روی سرم گذاشتم . توی آینه نگاهی به خودم انداختم . در مقایسه با خودم خیلی بهتر شده بودم اما در مقایسه با دیگران افتضاح بودم .
اگر ملیحه هم اجازه می داد کتاب های کتاب خانه اش را بسوزانیم احتمالا ارتفاع آتش از منبع آب هم بالاتر می رفت . اگر کتابخانه مال من بود که حتما همین کار را می کردم . آدم اگر کتابی را خوانده باشد که دیگر به دردش نمی خورد . اگر هم تا به حال نخوانده که پس معلوم است اصلا به دردش نمی خورده وگرنه تا به حال می خوانده ....
بی بی گفت این همه میرم میرم مگی همینه ؟- بله مگه بده ؟ دختر آقا براته . مشه نوه ی مرحوم حاج صفر علی . – نوه ی همون صفر پالان دوز خودمان دیگه ها؟.... این که خیلی شلخته یه . نگا کتاباش چطوری گرفته . . ملیحه که عصبانی شده بود گفت : بی بی اون که کتاب دستشه منم نه مریم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه