حسد بر زندگی عین القضات

 

مسعود کیمیایی

 

انتشارات ثالث

عین القضات یک قاضی جوان در همدان است که پدرش نیز قاضی بوده و علم و دانش و عشق به مطالعه را از پدر آموخته . او قاضی معروف و عادل است و بیش از آن مطالعات به دور از تعصب اوست که در شناخت و عرفان وی را به جایگاه رفیعی می رساند . خاتون همسر پاشده درگذشته سلوجی است که عاشق عین القضات شده و درگزینی وزیر که عاشق خاتون است در پی انتقام و به رسوایی کشیدن قاضی .

داستان بر مبنای واقعیت هست خودن راجع به چنین شخصیت هایی که زیاد هم برامون شناخته شده نیستند واقعا جالبه درک این که این حسادت ها تعصب ها و جهل های کورکورانه بوده و بوده و هنوز ادامه داره اما راستش زبان نوشتار آقای کیمیایی سخت پیچیده و خسته کننده است انگار به جای داستان می خواد درگیر نثر بکندتون و من شخصا انتخاب هاش را نمی پسندیم و چندان کتاب را دوست نداشتم . البته موضوعش برام واقعا جذاب بود و از آشنایی با این شخصیت خیلی خوشحالم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

صدای غمگین عشق مرا نشنیدید و آن کس که صدای عشق نشنود از درگاه و سایه ی وصال دور است .

 

من در وادی عقل شما پریشانی خواهم کرد پریشانی را در کنار شما به قلبم می کشم .