سرودهای مخالف ارکسترهای بزرگ ندارند ( جلد 3 )

 

مسعود کیمیایی

 

انتشارات اختران

سال نشر : 1394

خوب اینجا دیگه آخرین جلد کتاب را داریم و قراره یک سری مسائل روشن بشن کارآگاه کامبیز که دوست داره اسمش اکبر باشه وارد ماجرا می شه تا بفهمیم صفدر شوهر شراره چرا چه طوری کشته شد آرش پسر دایی شراره و سامان الان کجاس و باید پیدا بشه مرتضی برادر دیوانه قراره عاقل و مجدد دیوانه بشه قراره راز ازدواج اول آقا خان هم فاش بشه و تکلیف عشق فضلی و راحله و فرهاد و فرنوش مشخص تر باشه .

خوب دوباره شدیدا ترکیب هندی و ایرانی و این جور چیزا یک عالمه خیانت و یک عالمه انتقام که باید گرفته شه زنایی که خیانت می کنن مردایی که دنبال زنای کثیفن و مردایی که خیلی مردن یک چاقو تو جیبشونه و می رن ناموس خانواده را پاک کنن . من خیلی بدم اومد اصلا با من جور نبود هیچ قوتی توش نمی بینم .   

 

قسمت های زیبایی از کتاب

فضلی شبیخون نمی دانست اما همین شب را خونی کرد .

 

اما امای بزرگی داره که هیچ چی تو این دنیا نیست که اما نداشته باشه جز خدا.