درد/ کرمیار

درد
صادق کرمیار
انتشارات عصر داستان
داستان بر میگرده به اواخر جنگ ایران و عراق . تمرکزش هم بر روی عملیات جاسوسی و ضد جاسوسی هست هم از طرف ایران و هم از طرف عراق . کلا شخصیت های اصلی کتاب بچه هایی هستند که توی قسمت حفاظت اطلاعات و شناسایی توی خط مقدم جبهه دارن کار می کنن و از اون طرف تعدادی از ارتشیای عراق که اونا هم واحد استخباراتن . خلاصه با روش کار و زندگی شخصی این افراد درگیریم .
اقای کرمیار را قبلا معرفی کردم و به نظرم توی حیطه خودشون خوب می نویسند برای همینم با اینکه این کتاب جز تازه های نشر که فعلا برنامم هست نبود ان چنان ولی چون کتاب جدیدی بود از ایشون به محض اینکه به دستم رسید گذاشتمش توی برنامه خوندن . داستان های جنگ را معمولا نویسنده ها اون قدر سیاه سفیدش می کنند که لج آدمو در می یاره البته اینجا هم همچنان بسیجیای ما خیلی توپ و مهربون و عالین اما این قدر در مورد مسائل دیگه صحبت می کنه که دل را نمی زنه به خصوص که این تمرکز را ندیدم توی داستان های این مدلی . یک جاهاییش طولانی میشه و شاید کمی حوصله سر بر اما من جدا پایانش را حس کردم . خلاصه در مجموع وقتی کتاب تموم شد دوستش داشتم و یک احساس ناراحتی و غم بزرگی هم داشتم بابت تمام شهدای این جنگ و بازمانده هاشون یک جوری که دوباره منو یاد عظمت کار انداخت .
قسمت های زیبایی از کتاب
هر کسی به اندازه ای که ما را دوست دارد باید ذهن و دلمان را اشغال کند نه به اندازه ای که ما دوستش داریم .
فراموش کردن همیشه سخت تر از به یاد آوردن است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه