خاطرات مثلث طلایی/ رب گریه
خاطرات مثلث طلایی
آلن رب گریه
پرویز شهدی
انتشارات افکار
یعنی الان کاملا موندم بگم موضوع کتاب چی بود . یک سری قتل آیینی نمادین تعداد زیادی خشونت در حقیقت خشونت هایی از روی هوا و هوس و یک جورایی بی رحمی و بی هدفی بشر امروز ... دخترایی که به شکنجه داده می شوند کشته می شوند و ..
خوب یک جورایی این صفت بارز رمان نو هست منم کلا از رمان نو خوشم نمی یاد اینکه نمی فهمم چی می گه چی شد منظورش چیه اصلا داستان چی بود چرا چگونه و ... اما در مجموع توی این سبک داستان رب گریه را بیشتر دوس داشتم برای همینم رفتم سریع سراغ کتابش نمی گم کتابو دوس داشتم ها نه دوسش نداشتم و اصلا درست حسابی هم نفهمیدم چی می خواد بگه اما یک جورایی شاید ترجمه اش هست که خوبه نمی دونم اونقدرا هم اعصابت را به هم نمی ریزه فقط همش حس می کردم من اینو قبلا خوندم
+ نوشته شده در جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 9:35 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه