باغ تلو/ قیصری

باغ تلو
مجيد قيصري
انتشارات علم
پسرك در حال به ياد آوردن خاطرات خواهرش مرضيه است . دختري كه دائم به فكر كمك به مردم روستاهاي اطراف هست و نهايتا به جنگ رفته و اسير مي شود و پدري كه مخالف اين كارها بوده و مرضيه را سبب آبروريزي خانواده مي داند .
نسبتا خوب بود راستش موضوعش مناسب بود آخر عاقبتشم جالب بود چيزاي خوبي را لحاظ كرده بود اما انگار نثرش خيلي خام بود خيلي ساده اصلا از لحاظ روان شناسي روي شخصيت ها قوي كر نشده بود و آدم باهاشون احساس نزديكي نمي كرد .
خوب ديگه تصميم گرفتم بيام سراغ يكي از نويسنده هاي وطني آقاي قيصري كه ظاهرا هم اكثر نوشته هاشون در مورد جنگ و اين چيزاست .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
توي زندگي هر كس كه برگردي اولين هاي زيادي وجود دارد كه خودش هم خبر ندارد .
بدتر از تنهايي چه اتفاقي ممكن است براي آدم بيفتد !
+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 9:11 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه