دلواپسي هاي مگره

 

ژرژ سيمنون

عباس آگاهي

 

انتشارات جهان كتاب

مردي به ديدن كارآگاه مگره مي ياد و عنوان مي كنه كه احتمال داره زنش تو فكر به قتل رسوندنش باشه در ضمن اين كه پيش روان شناس رفته و ديوونه نيست . بعد از مدتي زن اون مرد مي ياد و مي گه شوهرم ضعف اعصاب داره و نمي دونم چه فكرايي تو سرشه ....

يك جورايي قضيه متفاوته تا نصفه بيشتر كتاب هم جلو بريد هنوز اتفاقي نيفتاده و در حال بررسي زندگي خانوادگي آنها هستيم اما خوب همين موضوع جاذبه را بالا مي بره و آدم منتظر هست ببينه حق با كيه . در مجموع قشنگ بود .

انگار دارم زيادي پليسي خواني را كش مي دم اما درگيرش شدم اين هفته را هم به خودم فرصت دادم براي خوندنش و بعد تمام .

در مورد سيمنون گفتم كه بلژيكيه و به آمريكا مي ره بعد از بازگشت به آمريكا اون اول در فرانسه ساكن مي شه و بعد هم به سوئيس مي ره براي زندگي .

 

قسمت زيبايي از كتاب

هر كاري كه بكني ، هر چه قدر هم زرنگي نشون بدي ، بالاخره يكي هست كه در جريان كارهاست .