من مجردم خانوم/ کربلایی لو

من مجردم خانوم
مرتضی کربلایی لو
انتشارات ققنوس
من مجردم ، خانوم ! : پسر مجردی آمده تا خانه را که برای اجاره گذاشته اند ببیند .
تکون نخور ! الان برق می آد : زن و مرد جوان می خواهند طلاق بگیرند اما دل قاضی رضا نمی دهد .
عاشق : دوست مرد که سال ها پیش سرش کلاه گذاشته الان برگشته است .
خوبه که عرق نمی کنی ! : زن حاضر نیست در خانه لباس بپوشد .
عقاب : روز سیزده به در زن و مرد در خانه مانده اند و زن معتقد است 13 به در نباید در خانه بود .
آلبالو پلو : زن پنهان از شوهرش در خانه زنی دیگر کار می کند و قرار است امروز برای دختر او آلبالوپلو بپزد .
مگه این طرف ها روباه هم پیدا می شه ؟ : مرد بعد از سال ها به تبریز برگشته و در خیابان ها راه می رود .
این بار سراغ یکی از مجموعه داستان های آقای کربلایی لو رفتم . خوشم هم نیومد اصلا . البته ساده و یک دست می نویسه قلم خوبی هم داره هر چند شبیه این قلم این روزها زیاد دیده می شه اما خوبه . ولی یک چیزی توی نوشته هاش شدید توی ذوق من می زنه اونم توجه زیادش به مسائل مرتبط به جنس هاست یک جوری حرف می زنه که آدم حالش به هم می خوره . یعنی من حس بدی بهم دست می ده از این که کسی چنین چیزهایی این قدر به چشمش بیاد . اشاراتشم زیاده یعنی توی اکثر داستان هاش یک راهی به این قضیه زده حتی یک پای بی جوراب را با نوعی سمبل جاذبه جنس زن وارد داستانش می کنه .
ایشون یک مدتی هم طلبگی خوندن !
قسمت های زیبایی از کتاب
من فکر می کنم چیزهای معنوی همین جوری اند . یعنی نمی شه براشون تاریخ دقیق مشخص کرد .
یک کم مضحک است که ما دو نفر به هم چسبیده ایم و نمی توانیم چند دقیقه از هم جدا بمانیم . این هم یک نوع زندگی زناشویی است دیگر .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه