سانديتون/ اوستین

سانديتون
جين اوستين
پروين قائمي
انتشارات آفرين
شارلوت همراه با خانواده پرجمعيت و خوشبختش در مزرعه اي زندگي مي كند . روزي درشكه اي در نزديكي خانه آنها دچار سانحه شده و بدين ترتيب باب دوستي بين دو خانواده باز مي شود و پاركرها از شارلوت مي خواهند تا مدتي به عنوان مهمان نزد آنها برود و البته سيدني پاركر جذاب و زيبا در ان شهر به شارلوت خواهد پيوست !
اصلا خوشم نيومد باز هم خيلي سطحي و عامه پسند بود . يعني در حد آزار دهنده . اين بار تازه خيلي هم كشش داده بود و اين قضيه را هم واقعا ديگه نخ نماش كرده تو نصف داستان هاش يك خانواده مرفه مي يان يك دختر از يك خانواده پرجمعيت را با خودشون مي برن مسافرت بعد بخت اون دختر باز مي شه ! البته سعي كرده بود به شخصيت ها توجه بيشتري بكنه .
خوب گفتم خانم اوستين 6 تا كتاب بيشتر نداره كه معرفي هم كردم جريان اين كتاب هم اينه كه قبل از مرگشون اين كتاب را تا نيمه مي نويسن و بعد شخص ديگري كه اسمش را هم ذكر نمي كنه كتاب را تكميل كرده .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
زن ها تنها موجوداتي هستند كه مي شود به آن ها اطمينان كرد .
در دنيا هيچ چيز باشكوه تر از عشق عميق و اصيل و پايدار نيست .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه