خون دیگران

 

سیمون دوبووار

مهوش بهنام

 

انتشارات پرواز

ژان پسرک ثروت مند فرانسوی است که روزی خانه ی پدری را ترک کرده و به مبارزان کشورش می پیوندد . تمام داستان در یک شب می گذرد ، ژان بر سر بستر هلن نشسته که در حال احتضار است و عذاب وجدان تمام وجودش را گرفته این که آیا حق داشته برای زندگی دیگران تصمیم بگیرد و این که به طور ناخواسته باعث مرگ چه کسانی شده است .

قشنگ بود دوسش داشتم و هر چی به سمت آخر کتاب می رفت بازم برام دل نشین تر می شد . شخصیت آفرینی اش زیبا و جالب بود موضوعات روان شناسی را خوب مد نظر قرار داده بود و اصلا مبحث جالبی بود  به دلم نشست .

سیمون دوبووار روابط بلند مدتی با ژان پل سارتر داشته که البته این روابط بر مبنای وفاداری و تک همسری نبوده  .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

وقتی کسی واقعا یکی را دوست دارد ، حتی نمی تواند فکر دوست داشتن دیگری را بکند .

 

آنچه آن روز نمی دانستم این بود که تمام بوسه هایی که به سر و روی تو نزدم همانند هماغوشی با تو و بوسه هایی که دیگر نمی توانم نثارت کنم و کلمات عاشقانه ای که دیگر نمی توانم برایت زمزمه کنم ما را ، من را و تو را به یکدیگر پیوند داده است ، برای همیشه من را و تو را ، تنها عشق من .