موريانه/ علوی

موريانه
بزرگ علوي
انتشارات نگاه
شخصيت اصلي داستان يك ساواكي است كه مي شينه به صورت مستقيم از زمان ورودش به ساواك تا الان را تعريف مي كنه اين كه پول نداشته كار نداشته وارد ساواك مي شه چه جناياتي مي كنه و چطور ترقي مي كنه و بعد چه جور بدبخت مي شه .
افتضاح بود يعني كل كتاب همينه كه گفتم انگار يك بچه 5 ساله بشينه داستان تعريف كنه آدم منتظر يك اتفاق خاص يك پيچشي توي داستان هست . آخه اين كه نشد مسخره است خيلي ساده است . يعني تا لحظه آخر هم باز منتظر بودم يك اتفاق خاصي توش باشه . نمي دونم مي تونست يك حادثه اي چيزي را محور قرار بده يا لحنش پيچيده تر باشه نه چنين داستان ابتدايي و سر راستي . خوب اتفاقا اينا موضوعاتي هست كه خوب مي شه باهاش بازي كرد و چيزاي جالبي از توش دراورد اما اينكه به صورت مستقيم بياي تعريف كني من فقير بودم بعد خيلي بد شدم بعد مكافات شدم زيادي ابتداييه . يك چيز مسخره ديگه اش اين بود كه كلا زندگي طرف بر محور نگراني براي خواهرش مي گشت و دنبالش بود و زندگيش براش به خطر مي انداخت بعد اين آدم اصلا به فكر زن و بچه اش نبود در كل حتي در حد ديدنشون . آخه قابل باوره ؟!!!
خلاصه شديد ضعيفه هيچ كاري هم روي شخصيت ها نكرده .
آقاي علوي با صادق هدایت ، مجتبی مینوی و مسعود فرزاد بسيار دوست بودند و بهشون ربعه مي گفتند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه