پاشنه آهنین

 

جک لندن

م . صبحدم

 

انتشارات کتاب

در مورد مبارزه طبقاتی است . مردی از قشر کارگر که فکری روشن و باز دارد و مثل یک فیلسوف هست با دختری از قشر مرفه جامعه ازدواج می کند و شورشی را علیه نظام نابرابر اجتماعی پایه ریزی می کنند .

خوب داستان یک جور بحث در مورد اختلاف عقیده این دو گروه هست و حادثه ای توش نیست شاید اون اواخر و توی زمان اعتصاب یک مقادیری حالت داستانیش فقط پر رنگ شه .

به نظر من کتاب خوبی نبود و اصلا هم درست نخوندمش اولا که به نظر من جایی در حیطه ادبیات نداشت می تونست این حرفاشو یک مقاله اجتماعی خوب کنه دلیل نمی شه هر فکر و ایده خوبی بتونه داستان خوبی باشه کلا یک سری حرف داشت در مورد این چیزا که ایده داستانی براش نداشت و همین طور پشت سر هم ردیفشون کرده بود . آدم اگر ایده و نظر اجتماعی را هم در دنیای ادبیات می خواد بگه باید با ظرافت ادبی این کار را بکنه مثل ژرمینال . دوما ترجمه و صحافیش خیلی بد بود برخی صفحات را نداشت بعضی صفحات قاطی پاتی بود و همینا سبب شد که کلا دل به کتاب ندم و به جای خوندن در حقیقت تند تند برگش بزنم .

این کتاب موقع انتشارش به خاطر حرفایی که تشو بوده خیلی گل می کنه ولی خوب بعد هم یک دفعه از یادها می ره و فراموش می شه . جک لندن از طرفداران سرسخت سوسیالیسم بوده .