پری سا /ساری

پری سا
فرشته ساری
انتشارات ققنوس
زن و مرد به همراه دخترانشان سارا و پریسا به باغی اسباب کشی کرده اند که یک پری در آن ساکن است . زن و شوهر می خواهند فرزندانی متفاوت با خود داشته باشند شاد آزاد و بدون استرس . هر چند همیشه جلوی آنها نقابی دارند و گذشته ای دیگر و فرزندی دیگر را در یاد دارند . داستان پریسای دیگری هم دارد پریسا ساکن قبلی خانه که عاشق شده بود .
قشنگ بود خیلی خیلی با اون کتاب خانم ساری تفاوت داشت مایه های تخیلی و سورئال توش زیادتر شده بود متنش یک جورایی قشنگ و عاشقانه و زیبا بود هر چند من کامل درکش نکردم و نقطه مبهم برام زیاد داشت ولی در مجموع خوب بود و دل نشین .
خانم ساری هم مدرک علوم کامپیوتر دارند و هم زبان و ادبیات روسی .
قسمت های زیبایی از کتاب
از حرفی که اول صبح به او گفته بودم پشیمان بودم ولی کاریش نمی شد کرد . حرفی بود که گفته شده بود و حسرت نگفتنش لای حسرت های دیگر می ماند .
وقتی چاره ای نیست ( اگر باشد که آدم انتخاب می کند ) باید همان را که نیست به یک هست تبدیل کرد و این تنها برگ برنده در این جور موقعیت هاست .
خواندن چیز دیگری است و بودن چیز دیگری .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه