جنگل پنیر / احمدی

جنگل پنیر
فرشته احمدی
انتشارات ققنوس
سایه سال ها پیش پدرش را از دست داده و اکنون عطا برای او برملا می کند که همه چیز آن گونه که فکر می کرده نبوده سایه راهی شهر کودکی اش می شود و درگیر اتفاقاتی است و سایه زندگی اش را در تهران ، مهمانی ها ، مریدهای مردی به نام آدم و .... را مرور می کند .
یک جورایی گیج و پراکنده یک سبک خاص که نه خوش می یاد نه به دلم می شینه نه چیزی ازش می فهمم راستش . باز کتاب قبلی را حداقل می فهمیدم چی می خواد بگه .
خانم احمدی رشته ی معماری دانشگاه تهران را خوندند.
قسمت های زیبایی از کتاب
تکیه کلام های هر جمع مرزهای نامرئی بین آن ها و دیگران ایجاد می کند تا مشت آدم ها به محض گشوده شدن دهانش باز شود.
همین طوری هاست که گمان می کنیم عاشق شده ایم همین اشتباهات کوچک و بی اهمیت ممکن است کار دستمان بدهد .
آدم ها چه از هم دورند ، حتی زمانی که می اندیشند هم زبانشان را یافته اند .
فقط در آن لحظه در لحظه ی حال ، حال کامل ، خویشتن های گذشته و آینده ی تو یکی می شوند و همه چیز به نقطه ی صفر می رسد و چیزی نمی ماند حتی برای قصه گو تا قصه ای را آغاز کند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه