تو مشغول مردن ات بودي

تو مشغول مردن ات بودي
گزيده اي از شعر و عكس جهان
محمدرضا فرزاد
انتشارات حرفه هنرمند
كتاب مجموعه اي از اشعار جهان با عكس هاي زيباي مرتبطي هست . عادت ندارم توي اي وب كتاب شعر معرفي كنم ولي اين به نظرم فرق داشت . ايده اش متفاوته كنار هم قرارا دادن اشعار شاعران و عكس عكاس ها . بد نبود اگر همين ايده براي شعر ايراني انجام بشه فكر كنم خيلي دوست داشته باشم .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
مشتي گره كرده ، برافراشته و محكم
يا دستي گشوده به خواهش ، دراز و منتظر
انتخاب كن :
زيرا روزي به يكي زين دو مي رسيم .
با هم زيستيم
تويي كه مرا دوست مي داشتي
و مني كه تو را دوست مي داشتم .
اما زندگي ، كساني را كه عشق مي ورزند
جداشان مي كند از هم
گرچه بسيار آرام و
بي هيچ خش خشي
و دريا از ساحل برمي دارد
ردپاي عاشقاني كه با راه خويش رفتند .
وقتي جووني يه جفت كفش زنونه ي پاشنه بلند
كه واسه خودش تك و تنها توي كمد نشسته
بدجوري حالي به حالي ت مي كنه
وقتي پيري اما
اون واسه خودش فقط
يه جفت كفشه كه كسي پاشو توش نكرده . همين .
بي خيال عشق !
مي خواهم لاي موهاي طلائي ت بميرم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه