جايي براي پيرمردها نيست

 

كارمك مك كارتي

امير احمدي آريان

 

انتشارات چشمه

داستان در مورد پسر جوان جوشكاري است كه روزي براي شكار به كوه مي رود و در آن جا شاهد بقاياي يك صحنه درگيري در حين داد و ستد مواد مخدر است . در اين صحنه مواد زيادي به جا مانده ، افراد زيادي كشته شده اند و پول ها نيز در همان نزديكي درون چمداني است . پسر پول ها را بر مي دارد و فرار مي كند و همين امر سبب تعقيب و گريزي طولاني مي شود بين پسر ، فردي كه در پي يافتن پول هاست و كلانتر آن منطقه ....

بد نبود راستش جذابيت زيادي نداشت كتابش چون يك كتاب تعقيب و گريز بود و چنين چيزي اصولا هيجانش تو تصوير هست نه تو جملات توي كتاب يه جوري حوصله سربر مي شه ولي با همه ي اينها تا حد ممكن خوب درش اورده بود . از روي اين كتاب فيلمي هم ساخته شده كه برنده جايزه اسكار هم شد .

خوب از مك كارتي جاده را معرفي كرده بودم و اينم يك كتاب ديگه ازش بود كه توي برنامم داشتم .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

مردم فكر مي كنن مي دونن از زندگي چي مي خوان ولي معمولا اين طور نيست .

 

19 سالگي سنيه كه توش مي فهمي اگه يه چيزي به اندازه ي دنيا واست مهم باشه احتمال اينكه از دستش بدي بيشتره .

 

اونا به بچه هاي مدرسه اي مواد مي فروشن  ؟
از اونم بدتر .
چي ؟
بچه هاي مدرسه اي ازشون مي خرن .

 

اتفاقايي كه واسه آدم مي افته دست خودش نيست . كسي اولل ازت سوال نمي پرسه . ازت اجازه نمي گيرند .

 

هر لحظه اي تو زندگي آدم يه حادثه ست ، و هر آدمي كه وارد زندگيت مي شه انتخاب خودته . يه جايي يه انتخابي كردي . همون باعث شده كار به اينجا بكشه .

 

هميشه بهتره آدما واسه هر چي جواب غلط داشته باشند تا اين كه هيچ جوابي نداشته باشند .

 

چيزي را كه مي شه درست كرد درست كنيد و باقي چيزها را به حال خودشون رها كنيد .