شب ممکن /شهسواری

شب ممکن
محمدحسن شهسواری
انتشارات چشمه
کتاب داستان ماجرایی است که از زبان چند شخصیت تعریف می شود به گونه ای که نمی دانید نهایتا ماجرای واقعی چی بوده کی راست می گه کی دروغ چی به چیه گاهی شخصیت ها گاهی خود نویسنده گاهی ...
ولی شخصیت ها یکی مازیار یک نویسنده یا منتقد معروف تنهاست می دونیم زیاد ادم اهلی نیست با دروغ و این حرفا میونش بد نیست ولی نمی دونیم خجالتیه نیست ؟!!! هاله دختری که بی پرواست عاشق هر نوع هیجان ممکنه سمیرا دختر بی پناهی که خیابان گرده و سارا دختر مامانی خوب دوست دختر مازیار ....
من خیلی خوشم اومد کتاب خیلی خوبی بود هم طرح جالبی داشت و چیجیش هیجان انگیز بود هم قلمش عالی بود در عین پرداختن به مایه های سورئال و ادبی تیکه های عاشقانه نابی هم داشت . بهم چسبید .
کتاب برنده جایزه گلشیری هم بوده و فروش خوبی هم داشته . تصویر جلدشم عالیه از اون قفسه ابی های چشمه که روش به جای نقاشی عکس می ذارند .
قسمت های زیبایی از کتاب
بی شک بی تو ، بارها و بارها خواهم خندید . می دانم این قدر سر به هوا هستی و شاید بزرگوار که حتا یادت نمی آید یک روز قسم خوردم دیگر بی تو نخندم . وقتی حرفی می زنم ، مثل آن روزی که قسم خوردم دیگر محال است بی تو بخندم ، واقعا فکر می کنم دارم یقینی ترین حقیقت عالم را می گویم .
نوش داروی پس از مرگ سهراب ، همیشه و در هر زمان تلخ ترین بیهوده ی جهان است .
ما همیشه فکر می کنیم نتیجه ی اتفاق ها ، حتا غیرمترقبه ترینشان در مجموع دست خودمان است .
مشکل از زمانی آغاز می شود که آدمی که در یک قشر مشهور است وارد جمعی شود که آن چیزی که سبب شهرتش شده ، برای آن جمع دو زار ارزش نداشته باشد .
ترجیح می دادم به جای آنکه چشم های خیلی باهوشی داشته باشم یا دماغی ویژه یا نمکی خاص ، فقط دو دو کلام زیبا باشم .
خیلی ها از جمله خود من آن اوایل فکر می کردیم ذاتا آدم مهربانی است و همه را به یک اندازه دوست دارد اما وقتی دقیق می شدی ، درست ترش این بود که هیچ کس را جز خودش دوست ندارد . معقولش هم همین است . تو وقتی نتوانی دیگران را دوست داشته باشی ، می توانی نسبت به همه به یک میزان مهربان باشی . شاید هم به قول خودش این یعنی نوع عالی خودخواهی .
خواب هم مثل چیزهای دیگر ، همه ی چیزهایی که به آدم مربوط است ، وقتی می خواهی نیست و وقتی نمی خواهی خودش را می کوباند به در و دیوار تا بیاید ، تا خراب شود روی ذهن و سر و روحت .
عاشقانه نبوسیدن به نظرم نشانه ی صمیمیت بیشتری است . وقتی آدم توقع ندارد هر بوسه ، هر حرکت ، نشانه ی چیز باشکوهی باشد .
تو آدم بدی هستی و چون هیچ کسی را جز خودت دوست نداری ، چون بدی ات نهایت ندارد آدم ها را ول نمی کنی به امان خدا .
افسردگی مربوط به دورانی است که خوش بینانه فکر می کنی گذشته را نمی توانی تغییر دهی ، اما آینده در دست های توست . در این مواقع انسان برای آن که ثابت کند وجود دارد تمایل شدید به افسرده شدن پیدا می کند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه