کفش های شیطان را نپوش /غلامی

کفش های شیطان را نپوش
احمد غلامی
انتشارات چشمه
کفش های شیطان را نپوش : پویان مردی موقر و خوش تیپ که زنان راحت به دامش می افتند و اکنون از زیبا می خواهد که به صورت موقت با امیر زندانی سیاسی ازدواج کند تا ...
آرامش انگلیسی : مرد در جبهه ها می جنگد زنش در تهران منتظرش است و او در جنوب با دختری به نام مهرنوش دوست شده است .
راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی ؟ : پسر آمده تا پدرش را ببیند پدری که مریض است .
اسم کتاب را خیلی شنیده بودم و از اولویت های فارسی خوانیم بود . واقعا هم دوستش داشتم . داستان های کوتاهش چندان کوتاه نیست شایدم سبک خیلی خاص و متفاوتی نباشه ولی قشنگ نوشته خیلی روان و دل نشین و مهم تر از همه جسارت موضوعاته سردار جنگ که با دختری دوسته زنان چادری کارمند دادگاه که فعالیت های متفرقه دارند ....
قسمت های زیبایی ازکتاب
همیشه همین طوره . آدم ها یا اشتباهی سر راه هم قرار می گیرن یا دیر .
تو زود عاشق می شی زود دل می کنی چون کسی را با کسی مقایسه نمی کنی .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه