مجموعه نمايش نامه

 

رابيندرانات تاگور

فريدون گرگاني

 

انتشارات كتاب

كتاب مجموعه اي از 5 نمايش نامه است .

پست خانه : امل پسر كوچك و بيماري است كه هر روز كنار پنجره مي نشيند و سعي مي كند با صحبت با رهگذران از دنياي خارج آگاه شود .
مرتاض : مرتاض از اينكه علايق دنيوي را ترك كرده خوشحال و راضي است ولي گرفتار محبت دختر جواني مي شود .
ماليني : ماليني شاهزاده خانم جوان و رواج دهنده مذهب و عقيده جديدي است ولي برهمن ها خواستار تبعيد اويند .
قرباني : پادشاه ريختن هر خوني در معبد الهه را منع مي كند و برهمن ها مي خواهند با او به ستيز برخيزند .
پادشاه و ملكه :پادشاه آن قدر عاشق ملكه است كه از كارهاي مملكت غافل شده پس ملكه خود تصميم مي گيرد كه به فكر كشور باشد .

داستان كوتاه و رمان از تاگور معرفي كردم و خوب حالا ديگه نوبت نمايش نامه بود . كتاب متوسطي هست يعني تا سه تا نمايش اول به نظرم كتاب خيلي سطحي و بي مزه اي بود . داستان هاي خيلي ابتدايي بودند و هنر ادبي توشون ديده نمي شد ولي نمايش قرباني نظرمو عوض كرد نمايش زيبايي بود و نمايش آخري هم موضوع جالب و قابل تفكري داشت .

بد نيست بدونيد تاگور از علاقه مندان ايران بوده و دوبار هم به كشرومون سفر مي كنه و حتي ملك اشعراي بهار هم در ستايش تاگور شعري سروده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

من هيچ گاه تو را از آن خود نخوام دانست ، پس هيچ گاه تو را دور نخواهم افكند . تو براي من مثل آسمان آبي هستي . تو هستي و تو نيستي .

 

گستاخي از من نيست بلكه از انهايي است كه كتب مقدس را به خواهش دل هاي كوچك خود تفسير مي كنند .

 

از خود خجالت مي كشم كه به عقيده اي ايمان دارم كه براي اثباتش بايد به زور متوسل شد .

 

عشق شكست خورده خود را به صورت خشم جلوه گر مي كند .

 

كه مي گويد راه هاي دنيا مشكل است ؟ به هر حال ما آن را به پايان خواهيم رساند .

 

بخار در اول تيره و درهم است ولي سرانجام به صورت قطره ي كوچك و شفاف آب در مي آيد .

 

بدبخت ترين گدايان كسي است كه درخواست محبت كند .

 

شجاعت پس از حدي ديگر شجاعت نيست و ديوانگي است .

 

زماني بود كه از همه ي دنيا نفرت داشتم و فقط عشق مي ورزيدم ، از خواب بيدار شدم و ديدم كه دنيا باقي است و فقط عشقم چون حبابي از بين رفته است .