قدم بخیر مادربزرگ من بود /علیخانی

قدم بخیر مادربزرگ من بود
یوسف علیخانی
انتشارات آموت
کتاب مجموعه 12 داستان کوتاه از آقای علیخانی است که همگی در حال و هوای روستایی جریان دارند.
مرگی ناره : ماری که مردی را بلعیده و به زیر امام زاده می رود .
خیرا...خیرا...: مرضی در ده پیدا شده و عده زیادی می میرند و معلوم نیست دلیل آن چیست .
رعنا: زنی که هر دو همسرش فوت کرده اند اکنون سراب زنانی را می بیند که به بچه هایشان شیر می دهند .
یه لنگ : گلپری می داند درخت های تبریزی 24 تا هستند و شاید درخت 24ام یک یه لنگ باشد .
مزرتی : مردی که شب درون زمینش است و ...
آن که دست تکان می داد زن نبود : زن و مرد به قزوین آمده اند ولی اکنون مرد می خواهد به میلک بازگردد .
کفتال پری : مرد دروه گرد عاشق زن میلکی است و همیشه به ده می آید .
میلکی مار : مردی که مار بکشد همیشه ترس دارد که روزی جفتش برای انتقام باز گردد .
سمک های سیاه کوه میلک : سمک ها که دختری چمندون را از آن خود کرده اند .
قدم بخیر مادربزرگ من بود : زنی که در روزهای دور خوک او را زمین گیر کرده .
کفنی : زن یوانه می شود و می گوید جن ها او را صدا می زنند چون ماما می خواهند .
کرنا : میلکی امسال می خواهند مراسم عزاداری را در خود میلک برگزار کنند .
داستان ها در روستای میلک جریان دارند روستایی که ساکنان زیادی در آن نیستند و اکثر ساکنان نیز جمعیت سالخورده ایست . خرافات و اعتقاد به موجوداتی مثل یه لنگ و جن و ... در روستا بالاست و بیشتر این داستان ها نیز با این خرافات و اعتقادات درگیر است .
بد نبود کتاب متوسطی بود هر چند به دلم ننشست . توی کتاب از زبان محلی خیلی زیاد استفاده شده اونم به صورتی که اصلا متوجه معنی نمی شید و حتما باید زیرنویس کتاب که معنی اون جملات هست را بخونید و خوب توی داستان های این جور وهمی و گاهی سورئال چنین مطلبی واقعا ارتباط آدم را با داستان قطع می کنه تازه خیلی از لغات را هم معنیشو نمی دونستم و زیرنویسم نداشت . با این وجود طرح داستان ها زیبا بود شاید اگه با زبان امروزی نوشته می شد دوستش داشتم .
آقای علیخانی خودشون متولد روستایی با همین نام یعنی میلک از توابع الموت هستند . این کتابشون هم نامزد 22امین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و همچنین برنده جایزه ویژه 16امین جشنواره روستا بوده .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه