نمادهاي دشت مشوش

 

اسماعيل فصيح

 

انتشارات صفي عليشاه

كتاب مجموعه 9 داستان كوتاه از آقاي فصيح است كه توي اكثر داستان ها به دوران جنگ ايران و عراق اشاره مي كنه و از اضطراب و صدمات جنگ حرف مي زنه و نام كتاب اشاره اي به فضاي كلي داستانهاست .

نقطه كور : مردي كه در دوران بازسازي به آبادان بازگشته .
سكته ناقص : مردي كه در بمباران سكته مي كند ولي در سردخانه دوباره به هوش مي آيد .
دوري از عزيزان : رمدي كه 4 فرزندش در آمريكا هستند و در گلستان شهدا زني را بالاي قبر 4 براردش مي بيند . اين از اون داستان هاي سطحي و اعصاب خردكن بود .
اعانه : زني كه مي گويد شوهرش ارثش را به بسيج بخشيده ولي او اكنون تنگ دست و نيازمند است .
مصاحبه : صاحبه گرهاي زمان جنگ با سوال هاي تخصصي از روستاييان پير
مرغ هاي عشق در بمباران : سه مرغ در قفسي هستند كه يكي از آنها موجي مي شود . راوي اين داستان جلال آريان است .
سنت درخونگاه : دايي مهدي بعد از سال ها از فرنگ برگشته و اكنون سنت قمه زني بايد بر روي او اجرا شود . اين داستانش بهتر از همه بود .
زن آل بوتاوه : زن عرب دست فروشي كه پدر بزرگ با ماهي تابه داغ گناهكار را تشخيص مي داده . راوي اين داستان جلال آريان است .
گزارش : تكنسين پالايشگاه كه سعي دارد زن و بچه اش را از بمباران ها دور كند و خودش اسير مي شود .

خيلي كتاب بدي بود اصلا خوشم نيومد عين گزارش بود اصلا به داستان شبيه نبود . بيشاز حد روي مرگ تصاوفي تكيه داشت توي سكته ناقص جالب بود كه از يك مهلكه رد شي و در بعدي نشه رد شد ولي وقتي باز و باز تكرار بشه اصلا جذابيتي نداره . تا اينجا به نظرم آقاي فصيح داستان كوتاه نويس خوبي نيست ولي بايد بازم داستان كوتاه ازشون بخونم و نتيجه گيري كلي بكنم .

آقاي فصيح توي آمريكا در رشته شيمي تحصيل كردند و علاوه بر اون ليسانس زبان و ادبيات انگليسي هم دارند .