چند روایت معتبر

 

مصطفی مستور

 

انتشارات چشمه

کتاب مجموعه 7 داستان کوتاه از آقای مستور هست که چندین بار هم تجدید چاپ شده است .

چند روایت معتبر درباره ی عشق : معلم فیزیکی که عاشق شاگردش کیمیا شده است .
چند روایت معتبر درباره ی زندگی : کسری که همراهع سایه زندگی می کند و به مهتاب می اندیشد .
چند روایت معتبر درباره ی مرگ : تکه هایی از زندگی افراد مختلف ، مرگ ، خودکشی ، عروسی و ...
مصائب چند چاه عمیق :  اینم باز تکه های مختلف زندگی که شروعش با قسمتی از داستان روی ماه خداوند را ببوس هست .
در چشم هات شنا می کنم و در دست هات می میرم : شاعری که عشقش به نفرت تبدیل شده و قصد آدم کشی دارد .
کیفیت تکوین فعل خداوند : سه زوج جوان که یکی از آن ها دچار حادثه ای شده و ناخودآگاه صدایی را می شنود .
کشتار : یوسف نویسنده ی گم نام و مونس که عاشق هم شده اند و با نامه با هم ارتباط دارند .

قشنگ نبود . به شخصه از کتاب خوشم نیومد . چیزی که رو اعصابمه اینه که بیشتر عاشق های کتاب از هم می گذرند مبادا به پاکی عشقشون صدمه ای وارد کنند . مسخره است خوشم نمی یاد از این روند . دیگه این که طرح داستان ها خیلی به هم ریخته شده و واقعا روی چهارچوبش کار نشده ، انگار از هر در سخنی مثل یک نقاش رئال که یک دفعه وسط کار تصمیم بگیره تابلو را کوبیسم کنه تنها حسی که به آدم منتقل می شه آشفتگی و نپختگیه . به هر حال من ارتباط چندانی با کتاب برقرار نکردم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

و هر چه فکر می کنی نمی توانی بفهمی چه طور شروع شده بود . حتی نمی دانمی تو شروع کرده بودی یا او . و اصلا چه اهمیتی دارد که چه کسی شروع کرده بود ؟

 

کسری گفت : دوستت دارم . مهتاب گفت : چه قدر ؟ کسری گریه اش گرفت : آن قدر که نخوام زن م شی .

 

دوستت دارم . دوستت دارم . دوستت دارم . صد بار دوستت دارم . هزار بار دوستت دارم . اگه همه ی کاغذ نامه رو پر کنم از این جمله ی دو کلمه ای باز هم کم است . همه ی حرف ها و نگاه ها و عشق ها توی این دو کلمه ی جادویی نهفته است . این بزرگ ترین ، صادقانه ترین ، صمیمی ترین و با شکوه ترین چیزی است که دو آدم می توانند به هم بگویند .

 

هر خاطره ای ، خاطره نمی شود . هر دردی ، درد نیست تا روح را مثل کاغذ مچاله کند . خاطره باید جان داشته باشد که زنده بماند . باید روح داشته باشد تا برای همیشه جاودانه شود .

 

مونس ، مونس ، مونس ، مونس ... دوست دارم همه ی نامه را پر کنم از این اسم عزیز و پر مهر که هر چه بیشتر تکرارش می کنم ، بیشتر شیفته اش می شوم . انگار اولین بار است که این اسم به گوشم می خورد . چه اسم پر معنایی ! دوست دارم حروفش را دائم تلفظ کنم . دوست دارم حرف هاش را یکی یکی بنویسم و زل بزنم به آن ها : م و ن س .