مادمازل کتی و چند داستان دیگر

 

میترا الیاتی

 

انتشارات چشمه

این کتاب که اولین کتاب خانم الیاتی هست جایزه اولین مجموعه داستان سال 81 «بنیاد گلشیری» و جایزه‌ی کتاب سال «خانه‌ی داستان»، را از آن خود کرد و چند بار تجدید چاپ شد و از طرف مخاطبان بسیار خوب پذیرفته شد .

مادمازل کتی : این داستان بلدنترین داستان کتاب نیز محسوب می شه و در مورد پسر ایرانی نقاشی است که برای خلبان شدن به ایتالیا رفته ولی اکنون سرگردان است .

ماه منیر : در مورد دختر جوان و زیبایی است که پرستار پیرمردی فلج شده است .

پناهنده : در مورد چند جوان ایرانی که منتظر دریافت پناهندگی هستند

شمعدانی ها : زن و مردی که برای خرید خانه رفته اند

مثل همیشه :  لیلا و مرگ مادر و برادر نابینا

می مانیم توی تاریکی :مردی از درون قاب عکس به زندگی همسر و فرزندش بعد از خود نگاه می کند

یوسف پلنگ کش : مرد جوانی که روی صورتش ماه گرفتگی دارد و برای همین در خواستگاری او را رد می کنند

اسم کتاب را زیاد شنیده بودم و واقعا حس بدی داشتم که هنوز نخوندمش ، حالا خیالم راحت شد :دی کتاب قشنگیه سبک نوشتنش را دوست دارم یک جورایی شاعرانه و لطیف .از اون سبک هایی که خط مستقیم نیست ، رفت و آمده با جملاتی در بسیاری از اوقات احساسی . در کل کتاب زیباییه و ارزش خوندن رو داره . به خصوص داستان مادمازل کتی ، وسف پلنگ کش و می مانیم توی تاریکی .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق چیه ؟ عاشقی کدومه ؟حواست به درس و مشقت باشه . هر وقت واسه ی خودت کسی شدی برگرد . یه وقت خاطرخواهی به کله ات نزنه . یادت نره من چی کشیدم ...

 

به فنجان قهوه ام خیره شد : می بینم که یه مسافر داری .
- پدرم که نیست ؟
خندید : شاید یه روز دلش هوات رو کرد و خواست برگردی ...
نگاهش را از روی فنجان برداشت : می بینم که یه نامه داری .
- عاشقانه س ؟
- شاید . نمی دونم ...

 

چشم های زیتونی اش به رنگ نارون پاییز می ماند . سبز کبود . سبز زرد . مثل تسبیح پدرم . مخلوطی بود از همه ی سبزها و زردها .

 

کافیه یه تلنگری آدم رو برگردونه عقب ، به گذشته اش . به آرزوهای از دست رفته اش . سال ها بود به این حرف ها فکر نکرده بودم .