حصار و سگ های پدرم /حسن
حصار و سگ های پدرم
شیرزاد حسن
مریوان حلبچه ای
انتشارات چشمه
موضوع اصلی کتاب دیکتاتوری یک قدرت بزرگ و ترس و زبونی زیردستان این قدرت حتی در زمان نبود قدرت می باشد . خانواده ای پدرسالار که درون حصاری بزرگ زندگی می کنند . پدری درنده خو و وحشی که سالی چند بار ازدواج می کند و همه اهل خانه به فرمان او هستند . پدری که اجازه نمی دهد هیچ موجود مذکری وارد حصار او شود و حتی حیوانات نر را قطع عضو می کند . دختران و پسران او همواره شلاق می خورند کار می کنند و اجازه عاشق شدن ازدواج و حتی فکر کردن به این مسائل را ندارند . تا اینکه همه از ظلم به ستوه می آیند و از پسر بزرگ می خواهند که پدر را بکشد اما ظاهرا کشتن پدر دردی از این جامعه همیشه ترسو و درمند دوا نمی کند و فقط اوضاع نا به هنجار تر می شود .پدر هنوز حضور دارد و به صورت بی رحمانه ای حضور خود را بر فرزندان تحمیل می کند . پدری که قدرت خدایی داشته و اجازه پرسش و پاسخی به فرزندان نمی داده از ذهن آنها پاک شدنی نیست . رمان به صورت تک گویی از طرف پسر بزرگ نقل می شه .
نثر خیلی خیلی غریبی داره وحشتناک پر از دلهره یک جور فضای مالیخولیایی و رعب آور . جملاتی که انگار همه وجودتون را چنگ می زنه . نثرش و شیوه نگارشش را خیلی دوست داشتم . کلا جالب و دوست داشتنی بود . در مورد نویسنده هم خوبه ذکر کنیم که کرد و اهل عراق است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه