قصه هایی که در چمدان جا نشدند

 

سپینود ناجیان

 

انتشارات آموت

سال نشر : 1394

ماه جان : سفر به شمال و آموزش شنا به اردشیر .
ماهاگونی :ازدواج با منیژه و تفاوت فرهنگی زیاد.
تجریش 66 : مردی که هر روز از پشت پنجره میدان را نگاه می کرد.
حکایت شب اول قبر منصور : منصور ارزو داشت در شمال دفن شود.
یخچال : دختر به همراه مادرش جنازه برادر را با هواپیما به ایران بر می گردانند.
سربند : دختری که با روسری فوت کرد .
هم خواب بینی : خواب مشترک دوستان .
تروآ : فرار با رضا رفتن به مملکت دیکر .
افسانه ی به لیران : پایان نامه ادبی دختر .
بی بی و مهتاب :مهتاب که حالا مریض شده .
ثریا و دلقکش : ثریا نمایش پسر سال های قبل .
مانیا : بیماری روانی پدر .
آن که هر پنج شنبه ساعت شش زنگ می زند : پدر رانده شده از خانه .

 داستان هاش همه قوی نوشته شده و مسلط . خیلی خوب چهارچوب بندی کرده جلو رفته تموم کرده همه شون خیلی خوب نوشته شدند حتی بعضی سوژه  ها واقعا موندگارن توی ذهن آدم . به نظرم کلا کتاب خوبی بود .

در مورد خانم ناجیان باید بگم تحصیلاتشون در زمینه عمران و کارگردانی سینما هست .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

کارمند بودن به خصلت ها و عاداتش است . این که هر روز سر ساعتی قوسی به کمر بدهی و پشت صاف کنی و چند قدم راه بروی سمت پنجره و بیرون را نگاه کنی .

 

 آیین ها همه همین طورند یعنی هیچ کس نمی داند چرا دارد کاری را می کند که تعریفی برایش ندارد . شاید هم گذشت زمان معنا و مفهوم را از آیین می گیرد .