روزی که گم شدم

 

آیزاک بشویس سینگر

خدیجه روزگرد

 

انتشارات آسمان خیال 

سال نشر: ۱۳۹۶

افسانه سه آرزو: سه بچه با سه آرزوی بزرگ

چرا نوح کبوتر را انتخاب کرد؟ : قبل از طوفان و تلاش حیوانات برای نشان دادن برتری شان .

طوطی: طوطی گم شد در جمع خانواده .

رویای مناسه: بچه ای که رویای والدین فوت شده اش را دید.

آتزل و دخترش پاورتی: مرد تنبلی که کار نمی کرد .

زلاته ی بز: خانواده می خواهد بزشان را بفروشد .

ال و تروفا: دو برگ باقی مانده درخت . 

مهمان خانه ترسناک: جادوگری که مهمان خانه را طلسم کرده.

لنتوچ: آدم کوچولوی خانه ها .

قدرت نور : دختر و پسر یهود در زمان نازی ها .

نفتالی و اسبش سوس: پسری که عاشق کتاب بود .

روزی که گم شدم: پروفسور فراموش کار .

 یک مجموعه داستان از آقای بشویس که در مجموع کارهاشون را دوست دارم . داستان ها بیشتر تم بچه گونه داره با کلی فانتزی و جادو . خوب از اونجایی که رها کلا عاشق جادوگری و طلسم هست ناخودآگاه روی منم تاثیر داشته و بسی محسور این داستان های جن و پری شدم و کتاب را دوست داشتم هر چند مثلا داستان آخر واقعا یک دفعه یک ساز دیگه می زنه و بعد اسم کتاب هم از همون داستانه !!!

 

قسمت های زیبایی از کتاب

معجزه های بزرگ و گنج های شگفت انگیز در انتظار کسانی است که برای رسیدن به اهداف خود تلاش می کنند . فقط برای آن هاست که درهای آسمان همیشه باز خواهد بود .

 

عشق چیزی نیست که مبتنی بر شانس و هوس باشد بلکه عشق نیز به اندازه ی خود کائنات نیرومند و جاودان است .