سلام

 

تبسم غبیشی

 

انتشارات ققنوس

سال نشر :1395

چند خانواده در کنار هم . صالح و مینا و زهرا و مرتضی هر دو روشن فکر اهل قلم و روزنامه و اصلاحات ساناز و امیر زوجی ناهمگون و نگار و هادی با عشق مریض هادی . رعنا خواهر مینا که تازه دانشگاه قبول شده و نوید پسری که چشم رعنا را گرفته . فرزاد نیز دوست دیگر جمع خوش تیپ و پولدار و سیاسی ..... داستان توی سال های 78 و 79 جریان داره .

روابط دوستی و خانوادگی این زوج های سیاسی روشن فکر و دردسرهایی که توی اون سال ها براشون پیش می یاد را داریم که همه از طریق نامه گفته می شه . کتاب نسبتا خوبیه  به نظرم نسبت به مجموعه داستان قبلی خیلی بهتر شده فرم دهیشم کلا خوبه فقط یه جورایی یک قسمت هایی از لحن نامه ها انگار تو ذوق می زنه با شخصیتی که از طرف ساخته شده . اما در مجموع کتاب خوبیه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

خیلی از کلمه ها به زبان نمی آیند و فقط باید آن ها را نوشت . کسانی که نمی نویسند و می میرندانگار یک دنیا حرف نگفته را با خود به گور برده اند .

 

همه ی مشکلات امیر از اینجاست که خودش هم نمی داند چه زنی می خواهد . برایبش مهم تر است که یک زن روشنفکر اهل فکر و قلم داشته باشد که همیشه سرش توی کتاب است ( آن طور که همیشه تو را مثال می زند و به گفته ی خودش چنین زنی می خواهد ) یا یک زن گوگولی مگولی که آرایش و لباسش سرآمد و باب روز باشد ؟