زمستان با طعم آلبالو

 

الهام فلاح

 

انتشارات ققنوس

سال نشر : 1391

فرزانه سال ها پیش در دانشگاه عاشق یکی از هم دانشگاهی ها می شود عشقی بسیار احساساتی و رمنس اما در اوج عشق و عاشقی پسر داستان بورسی از فرانسه می گیرد و می رود تا باز در زمستانی دیگر نزد فرزانه بازگردد . سال ها گذشته فرزانه با ساسان پول دار اما بی احساس ازدواج کرده و پسری به نام شروین دارد اما تمام روزها به فکر عشق قدیمی اش است و همه جا او را همراه خود می بیند و با او حرف می زند .

قشنگه جملات احساسی قشنگی داره یک جوری که واقعا توی وجود ادم رسوخ می کنه قصه را هم خوب پیش برده البته غمگینه ناراحت کننده است من شخصیت اصلی داستانم دوست ندارم یه جوری اختیار زندگیش دستش نیست انگار تلاش نمی کنه نیست یعنی درکی ازش ندارم ولی جمله بندی ها به دلم می شینه . خانم فلاح اصالتا گیلانی هستند اما متولد بوشهرند.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

به خاطر تو که بیش از هر کسی در دنیا می خواهمش ، هستم . هستم تا تو هستی و جهان من تو را دارد .

 

از تو بی خبر بودن را بیشتر می توانم طاقت بیاورم تا خبری داشته باشم که تاب تحملش را ندارم .

 

هر وصالی عشق را کمرنگ می کند حتی اگر وصال لیلی و مجنون باشد .