بهار 63

 

مجتبی پورمحسن

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1388

راوی کتاب مردی هست که به همسرش تهمینه خیانت کرده با همکارش میترا روی هم ریخته و البته میترا را هم ول کرده و با دوست میترا سما ازدواج کرده . حالا مروری بر خیانتاش داره بر وقایع احساساتش و اینکه رد نمی کنه کارش بد بوده دلیلی منطقی برای خیانتش پیدا نمی کنه و ...

کتاب نسبتا خوبیه موضوعش جدیده این که راوی خیانتکار باشه راحت بگه و خوب حس خیلی بدی هم نداشته باشه خیلی باب نیست کوتاه هم هست قلمش هم روان و خوب هست انصافا اصلا خستتون نمی کنه و جذابیت های خاصی هم داره اما راستش شخصیت اصلی واقعا مورد تنفرمه و یک سلیقه شخصی نمی ذاره درست حسابی با کتاب ارتباط برقرار کنم . خصوصا اشاره می کنه شما خانما از وارد شدن به مثلث عشقی خوشتون می یاد به شرط اینکه برنده مثلث باشید خو والا من ندیدم این حالت رو.

باید بگم آقای پورمحسن رشتی هستند و این کتاب هم به عنوان کتاب برگزیده جایزه نویسندگان و منتقدان مطبوعات شناخته شد.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

لامصب مثل سیگار است خاطره . حال می دهد اما از درون می پوساندت.

 

وقتی تجربه ی هرکس مال خودش است و آینده به سرعت باد به حال تبدیل می شود چه کسی می داند چه کار دارد می کند؟

 

وقتی چیزی را نمی توانی تعریف کنی وقتی هیچ جوری برایت قابل هضم نیست تعریفش می کنی. تعریفش می کنی تا کمتر بترسی از چیزی که معمولی نیست.

 

می گفت هیچ وقت خیانت را برای زن اعتراف نکن. می گفت زن هر چه قدر هم فهیده باشد تا از زبان خودت نشنود مطمین نمی شود .