فیل ها

 

شاهرخ مرزوقی

 

انتشارات ققنوس

فیروز پسری بازمانده از خانواده ای ثروت مند است که اسکناس جمع می کند اسکناس هایی که روی انها افراد مختلف چیزی نوشته اند . او درد و غم و ماجراهای پشت این نوشته ها را حدس می زند داستان می سازد و تنهایی خود را از یاد می برد.

دومین کتاب از آقای مرزوقی . خیلی قشنگ بود و دوستش داشتم . موضوع خیلی جدید و جالبی داشت و جملات قشنگی هم برای مکتوب کردنم داستانش به کار برده بود . قصه را کش نداده بود و به موقع و تمیز جمعش کرده بود .

خوب می بینم توی این لیستی از تازه های نشر که اخر سال گذشته داشتم واقعا نحسی افتاده و شدید کند پیش می رم راستش بازم یک موردی پیش اومده که مجبورم متوقف کنم قضیه را یعنی خیلی خیلی کندش کنم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

بعضی از اسکناس ها مثل آدم های بدشانسند و ممکن است تمام عمر بد بیاورند و زود ناکار شوند .

 

هر چه قدر هم احمق باشی بالاخره جایی هول و هوش دهه ی چهارم زندگی راه فرار از گذشته های ناخوش را پیدا می کنی .

 

تنها آن که رنج می کشد رنج را می فهمد و ادای همدردی ها چیزی جز نمایشی بامزه نیست !

 

خب زندگی یعنی همین دیگر ! همان طور که انسان زمین را ذره ذره می بلعد زمین نیز انسان را ذره ذره می بلعد .

 

ما همه ی عمر خودمان را گول زدیم . با خیال هامان زندگی کردیم و زندگی واقعی را باختیم .

 

حیف که آدمی تنها وقتی آن چین و چروک های ترسناک سرزمین نازک پوستش را تسخیر می کند و وقتی شتر مرگ به خانه اش نزدیک می شود تازه می فهمد که باید ببیند ، باید بیشتر ببیند ، بیشتر نفس بکشد ، بیشتر راه برود ، بیشتر زندگی کند ، بیشتر عشق بورزد و شاید این تقدیر آدمی است که دیر بفهمد . آن هم خیلی دیر ....