پایی برای دویدن

 

محمد ایوبی

 

انتشارات سروش

خانواده ی سرباز : سربازی که جسدش مفقود شده و اکنون خانواده اش برای شناسایی می روند .

هاله ی کبود : دختر عراقی که سرباز ایرانی را نجات می دهد .

بچه های کوچک این قرن : بچه های جنگ زده و یتیم که پیش خاله عطری هستند .

هیاکل اثیری : آژیر خطر و مادری که به یاد پسر بزرگ است .

گذر خون و خاک 1 : معلمی در خرمشهر که با شاگردانش دوست بوده .

گذر خون و خاک 2 : پیرمرد پسر و دامادش را در جنگ گذاشته و همراه زن ها فرار کرده است .

سگ : پیرمرد را تنها گذاشته اند و شهر را خالی کرده اند .

پایی برای دویدن : رزمنده که زمانی دونده بوده اکنون اسیر عراقی ها شده .

اینم یک مجموعه داستان کوتاه دیگه از آقای ایوبی . این بار همه داستان ها موضوعیتش جنگ ایران و عراق هست و نکته جالبش پرداختن به اعراب جنوب ایرانه که کمتر دیدم موضوع بحث باشن . کتابشو دوست داشتم هم موضوعاتشو هم لحن قصه گو را و هم این  اشاراتش به زندگی اعراب جنون رسم و رسوم ها و .... اما خوب هم چنان این شاخه به اون شاخه پریدنش زیاد بود به نظرم.

اینم از پرونده آقای ایوبی خوشحالم که خوندم و باهاشون آشنا شدم تجربه جالبی بود .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

عشق به گمان من نام دیگر ایمان است .

 

بی عشق ، زیبایی هستی دلگیرت خواهد کرد .