پرتره مرد ناتمام

 

امیرحسین یزدان بد

 

انتشارات چشمه

یک دقیقه روی سفیدی سرد دوکی شکل : مرد برای دست شویی به توالت فرنگی می رود و همسرش به توالت ایرانی

فردا برمی گردم :زن بارداری که با پسرک به دنیا نیامده اش صحبت می کند

دادزن : پسری که جلوی پاساژ داد می زند و کتاب معرفی می کند

برای مارسیای رذل عزیز : دختری که به دانشکده آمده و دل پسرها لرزیده

چیزی شبیه سونیا : پسرکی که با پدرش به مهمانی مردانه رفته

الترالایت : صحبت از ازدواج دوستی و ...

هنوز یوسف : تعبیر خواب هایی که شاید دیده هم نشده اند

جنوار: پسر خان به فرنگ امده و قرار است به شکار جنوار بروند جنوار یعنی گرگ

یک مجموعه داستان کوتاه ایرانی که خیلی هم اسمش پیچید و کلی جایزه برد . این کتاب برنده جایزه گلشیری شد ، جایزه گام اول را برد ، نامزد دریافت جایزه روزی روزگاری شد و به فینال جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعات هم راه پیدا کرد . کتاب خوبیه اما راستش با این همه جایزه انتظار خیلی بیشتری داشتم به نظرم خوبه در همین حد داستان دومش که خانم باردار بود را خیلی دوست داشتم شایدم دلیلش بچه کوچیک خودم هست اما داستان هایی مثل الترالایت و برای مارسیای عزیز و ... با یه سبکی نوشته شدند که به نظر من توی همین سبک داستان کوتاه های وطنی خیلی بهتری خوندم هر چند یادم نمی یاد الان البته می گم کتاب قشنگیه در مجموع .

آقای یزدان بد از نویسنده های تهرانی کشورمون هستند .

 

 

قسمت های زیبایی از کتاب

همه ی مزه خواب دیدن به این است که یک جفت گوش مفت پیدا کنی سر صبح و خوابت را تعریف کنی .

 

آدم ها فکر می کنند که در زندگی شان با فکر کردن شان به خیلی چیزها معنا داده اند .

 

دنیا اون قدر کش پیدا کرده که هیچ چیز جالبی برای پیدا کردن نیست . همه چیز قبلا دو هزار بار کشف شده .

 

هیچ کس از تنها موندن خوشش نمی آد . اما به محض این که به هم نزدیک می شیم ، همه ی چیزهایی که یه روزی قند توی دلمون آب می کرد ، می شه یه چیز که دیگه بودش فرقی نمی کنه و نبودش مثل گم کردن یه کلید ، یه کتاب ، یه چیزیه که باید باشه .

 

کاش آبی چشمانت در همه ی این رنگ ها می دوید .