دخترم آریا/ آصفی
دخترم آریا
نسیم آصفی
مهین صدیقی
انتشارات تالیا
یاسمن پزشکی ایرانیست که در آمریکا متولد شده و کلا با فرهنگ غربی بزرگ شده است . او چند سال قبل با جاستین پسری آمریکایی رابطه برقرار کرده و پدر و مادرش که از این رابطه بدون ازدواج ناراحت بوده اند با وی قطع ارتباط کرده اند او صاحب دختری به نام آریا می شود زمانی که یاسمن باردار است و چندی مانده به قرار ازدواجشان جاستین فوت می کند و یاسمن دخترش را تنها بزرگ می کند و زمانی که آریا 5 ساله می شود جلوی ماشین پریده و در این تصادف فوت می کند . با این اتفاق زندگی یاسمن کلا دگرگون می شود و او حالت عادی ندارد . کتاب نامه های یاسمن به جاستین به آریا و به دوستش دوتی است از عذابش از روحش فکرش و ....
متوسط بود قسمتای احساسیش واقعا آدمو دیوونه می کرد اوایل کتاب اصلا جلوی گریه کردنمو نمی تونستم بگیرم حالم بد بود زندگی برام تیره و تار شده بود اصلا تصورشم نمی تونسم بکنم خیلی دردناکه خدا برای هیچ کس نخواد اما از اواسط کتاب که وارد سفرای چین و ایران و یاسمن می شیم دیگه جالب نیست بعد احساسیش کمرنگ شده و ضعف نویسنده توی ایجاد خط سیر و چارچوب و مطرح کردن بحثای روان شناسی و ... معلوم میشه .
خوب من دارم تازه های نشر این یکی دو سال را می خونم خیلی خیلی اتفاقی این کتاب را دیدم و خوب موضوعش جوریه که با روح و روان آدم بازی می کنه عصبیت می کنه و نمی شه زمینش گذاشت .
قسمت های زیبایی از کتاب
عشق پدر و مادر به فرزند، بی حد و اندازه است اما یکسان نیست. تو هرگز نمی توانی آنطور که پدر و مادرت دوستت دارند، دوستشان بداری.
مامان روز تولدت را فراموش نکرده .چطور ممکن است یادش برود ؟ روز تولد تو بهترینروز عمر من است .
دلم برای دخترکم تنگ شده. برای پیشانی مخملی او، برای ناخن های برجسته و قشنگش. برای حرکت چشم های نازنین و زیبایش که وقتی به ماه یا به چیز دیگری خیره می شد. دنیایی از حرف در آن موج می زد، همین طور برای وزن بدنش، وقتی روی پاهایم یا درآغوشم بود، و برای تمامی آن لحظات فراموش نشدنی ای که او در آغوشم با تنم یکی میشد.
می گفت ، « ببین عزیزم ، زمین همیشه بین ماست » و زمین تو را از من گرفت .
وقتی رختخوابش را مرتب می کردم، روی تخت افتادم سرم را روی بالشش گذاشتم؛ بوی تنشرا می داد. جاستین همان بوی دلنشین و تازه ای که فقط یک مادر وقتی بچه اش را درآغوش می گیرد آن را حس می کند.
هرگز تصور نمی کردم کسی بتواند تا این حد اشک بریزد یا این همه اشک برای گریه کردنداشته باشد.
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه