عقرب روي پله هاي راه اهن انديمشك
يا
از اينقطار خون مي چكه قربان!


حسين مرتضائيان آبكنار

انتشارات نی

كتاب در حقيقت يك داستان نسبتا كوتاه در مورد جنگ ايران و عراق است . سربازي كه مدت خدمتش تمام شده و در حالي كه منتظر قطار است به دوران جنگ فكر مي كند .
ديدگاهش نسبت به جنگ خيلي متفاوت بود به عبارتي به جنگ ايران و عراق به ديد جنگ نگاه كرده بود نه دفاع مقدس . سربازهايي كه معتاد بودند ه م ج ن س باز بودند و كلا حالت كليشه اي نداشت . از لحاظ موضوع خيلي نوآوري داشت به نظر من .

 

برگه های کتاب هم از یک جنس کاهی مانند باحال و زرد رنگ هست