عقرب روي پله هاي راه اهن انديمشك

عقرب روي پله هاي راه اهن انديمشك
يا
از اينقطار خون مي چكه قربان!
حسين مرتضائيان آبكنار
انتشارات نی
كتاب در حقيقت يك داستان نسبتا كوتاه در مورد جنگ ايران و عراق است . سربازي كه مدت خدمتش تمام شده و در حالي كه منتظر قطار است به دوران جنگ فكر مي كند .
ديدگاهش نسبت به جنگ خيلي متفاوت بود به عبارتي به جنگ ايران و عراق به ديد جنگ نگاه كرده بود نه دفاع مقدس . سربازهايي كه معتاد بودند ه م ج ن س باز بودند و كلا حالت كليشه اي نداشت . از لحاظ موضوع خيلي نوآوري داشت به نظر من .
برگه های کتاب هم از یک جنس کاهی مانند باحال و زرد رنگ هست
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۸۷ ساعت 10:59 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه