يعقوب كذاب /بکر

يعقوب كذاب
يورك بكر
علي اصغر حداد
انتشارات ماهي
داستان همان داستان هيتلر و يهود با روايتي تازه است . عده اي از يهودي ها در شهركي تحت نظارت آلماني ها زندگي مي كنند . البته اين زندگي تحت قوانين و شرايط بسيار سخت و نا اميدكننده اي است . روزي بر حسب اتفاق يعقوب يكي از يهوديان در قرارگاه آلماني ها رفته و جمله اي در مورد روند نبرد آلمان و روسيه مي شنود . او فردا اين خبر را پخش كرده و عنوان مي كند كه برخلاف قوانين راديويي دارد كه از طريق آن از اخبار آگاه مي شود . بدين ترتيب يعقوب به نوعي ناجي تبديل شده و به دروغ در دل مردم اميد قرار مي دهد ...
كتاب نسبتا خوبي بود . موضوعش به نظرم خيلي جديد و زيبا بود و توي يك مسئله كلي نخ نما اومده بود ماجراي خلاقانه اي ايجاد كرده بود ولي نحوه نوشتنش به دلم نبود يك جورايي يكنواخت و كسل كننده بود . انگيزه اي براي خوندن باقي مطلب انگار وجود نداشت . شاید مشکل ترجمه بود!
اينم از اون دسته كتاب هايي بود كه خيلي تو ذهنم بود چرا نخوندمش تا حالا!
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه