بازار خودفروشی

 

ویلیام میک پیس تکری

منوچهر بدیعی

 

انتشارات نیلوفر

آمیلیا دختر پولدار مهربانی هست که قلب پاکی داره و اکنون فارغ التحصیل شده و راهی خانه است بکی هم مدرسه ای او دختری فقیر باهوش و بدجنس است که همراه امیلیا راهی می شود تا مدتی به عنوان مهمان کنار او بوده و بعد به عنوان معلم سرخانه به جای دیگری برود . این دو تن شخصیت های اصلی داستان هستند امیلیا که از قدیم نامزدی به نام جورج داشته مردی هوس باز که امی چشم و گوش بسته دوستش دارد و دیگری سرهنگ دابین عاشق امی که از هیچ فداکاری ای در حق او فروگذار نیست . بکی نیز دختری که سعی دارد با له کردن هر چیز و هر کس که شده به مقام مهمی در جامعه برسد و نهایتا با راودون پسر رئیس خود ازدواج می کند و ...

کتابش خیلی طولانیه موضوعش و چهارچوبش هم خیلی کلاسیکه اما به نظرم شخصیت پردازیش یه چیز قوی تری توی خودش داره خصوصا اواسط کتاب پیش رفتن کارهای بکی از رو حساب کتاب بودن کارش و شکست های امی با وجود خوش قلبیش به نظر من خوب دراومده اینکه قرار نیست کار خوب به نتیجه خوب و کار بد به نتیجه بد برسه و چیزای دیگه تعیین کننده تره کتاب خوبیه اگر کتابای کلاسیک مثل نوشته های اوستین خواهران برونته و ... را دوست دارین گمونم این کتاب هم راضیتون کنه البته به نظر من سطحش بالاتره .

ویلیام تکری نویسنده انگلیسی هست و این کتاب را هم اول به صورت پاورقی چاپ می کرده و باید بگم سامرست موام این کتاب را جز 20 کتاب برتر قرن 19 برشمرده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

کینه شاید زشت باشد اما طبیعی است .

 

ای بانوان جوان محتاط باشید ، به هوش باشید که چگونه دل می بندید ، از اینکه بی پرده عشق بورزید شرم کنید ، هرگز تمام آنچه را احساس می کنید به زبان نیاورید یا از این هم پسندیده تر بسیار اندک احساس کنید .

 

کدام یک از ماست که در این عالم خشنود باشد؟ کدام یک از ماست که به آرزوی خود رسیده یا وقتی هم که رسیده خرسند شده باشد؟